نخستین نگاه، نخستین گام ارتباط

نخستین نگاه، نخستین گام ارتباط

 

(اصلا از قیافه‌اش خوشم نیومد.)

حتما تا به حال این جمله را بسیار گفته‌اید و بسیار شنیده‌اید. این یک جمله‌ی کلیدی در ارتباط است.

نخستین نگاه برای خیلی از ارتباط‌ها حیاتی است. گاهی وقت‌ها اگر از قیافه‌ی کسی در نگاه نخست خوشتان نیامده، هیچ وقت نتوانسته‌اید با او کنار بیایید.

 

sunset-hands-love-woman-380x254

 

اگر این جمله در مورد دیگران کاربرد دارد، برای خود شما هم می‌تواند درست باشد. پس تا می‌تواند برای نگاه نخست دیگران به خودتان اهمیت قایل شوید. چون مردم ابتدا ظاهر شما را می‌بینند و قضاوت می‌کنند. شاید فرصتی برای شناساندن خود به آنها پیدا نکنید و همه چیز همان طور که آنها فکر کرده‌اند، باقی بماند.

این موضوع ظاهر را خیلی جدی بگیرید و تا حد ممکن ظاهرتان را با باطن خود هماهنگ کمید. اصلا چرا باید کاری کنید که مجبور به توضیح در مورد واقیعیت وجودی خود شوید.

 

نگاه 6

 

البته من هم می‌دانم که به دیگران چه مربوط است که در مورد ما قضاوت کنند، در مورد ظاهرمان نظر بدهند و بخواهند دار و ندار درونی‌مان را کشف کنند! اما واقعیت این است که ما در خلاء زندگی نمی‌کنیم و خوشبختانه یا بدبختانه در جامعه‌هایی هستیم که خواسته و ناخواسته باید با اعضایش کنار بیاییم. زندگی‌ و هستی و نیستی‌مان در همین جامعه‌ها شکل می‌گیرد و به دنیا می‌آییم و از دنیا می‌رویم.

پس چکار باید کرد؟! من خودم یک آدم درونگرا و بی‌خیال نسبت به قضاوت آدم‌های دو رو برم بودم. گاهی هم از دستشان کلافه می‌شدم و می‌شوم. طوری که دلم می‌خواهد به یک غار دور از دسترس پناه ببرم. اما واقعیت زندگی چیز دیگریست. انسان ناچار است با یک سری از هنجارهای جامعه که منافات زیادی با تفکرها و اعتقاداتش ندارد، کنار بیاید.

 

نگاه 4

 

من هم همین کار را کردم، یعنی خودم را آرام آرام با آن چه جامعه می‌پسندد، هماهنگ کردم بدون این که از آرمان‌هایم دست بکشم. یعنی به عقاید دیگران احترام می‌گذارم و آنها را همان‌گونه که هستند، می‌پذیرم. ولی سعی نمی‌کنم عقایدم را برای آنها بازگو و یا توجیه کنم. چون هر کس برای داشتن عقاید خودش، حتما توجیه خودش را دارد.

از طرف دیگر می‌دانم و پذیرفته‌ام که هر جا سخنی می‌طلبد، پوشش ویژه‌ی خودش را می‌خواهد و رفتار خاصی را ایجاب می‌کند. این به معنای فراموش کردن آرمان‌ها نیست، رعایت اصول تشریفات است. مثلا اگر شما بخواهید در یک عروسی شرکت کنید و یا به آیین عزاداری بروید، چون مثلا عاشق شلوار جین و یا لباس چین‌چین هستید، نباید در هر دوی این آیین‌ها از یک نوع پوشش بهره ببرید.

 

نگاه 2

 

همچنین در تمام جهان رایج است که در یک آیین رسمی دیپلماتیم و یا اداری، بانوان کت و شلوار یا کت و دامن رسمی و مثلا در کشور ما مانتو می‌پوشند. آیا این به معنای دست کشیدن از آرمان‌ها یا همرنگ جماعت شدن است یا رعایت اصولی است که خود ما هم از دیگران انتظار رعایت برخی از این اصول را داریم.

آیا دوست دارید کسی برای مجلس بزرگداشت یکی از درگذشتگان‌تان با پیراهن تور گل‌گلی و صورتی رنگ و موهای و چهره‌ی آرایش کرده‌ی افراطی بیاید و یا به عروسی خودتان با لباس عزاداری یا شلخته و موهای شانه نکرده حضور پیدا کند؟!