بانو مهری جابریان: سازنده‌ی سازهای موسیقی سنتی ایرانی

بانو مهری جابریان: سازنده‌ی سازهای موسیقی سنتی ایرانی

قدیمی‌ها می‌گویند با لمس کردن یک تکه چوب می‌توان داستان زندگی جنگل را دانست؛ و هر آنچه بر تن ظریف و زیبای چوب جان می‌گیرد و به تصویر در می‌آید، بی‌شک روایتگر داستانی است از خلقت و رویش و بالندگی.

به گزارش آذرقلم، هنرهای چوبی و پدید آوردن دست ساخته‌هایی از چوب‌های رنگین، عمری به قدمت بشر دارد، هنری که طی سال‌ها و قرن‌ها شکل‌های متفاوتی به خود گرفته و به همراه مردمان هر عصری رشد کرده است.

ساخت سازهای سنتی هم یکی از شکل‌های بالندگی چوب‌هایی است که زخم رنده و سمباده را بر تن خود به جان می‌خرند تا نوایی روح افزا از میان آوندها و رگ و پی شان برخیزد و آشفته دلی را آرامش بخشد.

حال یک بانوی تبریزی کمر همت به یادگیری این هنر بسته و به همراه همسرش در کارگاهی کوچک اما با صفا به زنده نگاه داشتن هنر کهن ساز سازی سنتی مشغول است.

مهری جابریان روزنامه نگار و هنرمند تبریزی در سال ۶۰ متولد شد؛ تحصیلات خود را در رشته روانشناسی به اتمام رسانده و مدتی است به عنوان سازنده سازهای سنتی به فعالیت حرفه ای مشغول است.

 

 

خانم جابریان، چطور وارد حوزه ساخت ساز شدید؟

شاید تعلق خاطرم به طبیعت و چوب و داشتن وسیله‌ای که خودم با اندیشه‌ام، با دست‌هایم و با احساسم ساخته باشم و البته پرورشم در محیط خانواده‌ای که همواره پر از نواهای لطیف و فاخر بزرگان موسیقی سنتی و ایرانی بود، پایه گرایشم به این سمت و سو بوده است، ساز سه تار را از نوجوانی دوست داشتم، دوست داشتم بتوانم صدایی از این ساز آرام و محجوب در بیاورم که روح نواز باشد و در این راه با استادانی آشنا شدم و مسیر کار و زندگی‌ام را به سمت آموختن ساخت ساز برد.

 

 

قبل از ورود به این حوزه چه ذهنیتی در مورد فعالیت‌های هنری و صنایع دستی داشتید؟

برای درک درست هر کاری باید آن را انجام داد، در مورد ساخت ساز هم همین اتفاق افتاد در کنار سختی‌های فراوان که در زمینه‌های گوناگون در این حیطه با آنها دست و پنجه نرم کردم، به دلیل این که به کارم علاقه داشتم با آن سختی‌ها کنار آمدم، کلا در مورد هر کاری نگاه از دور دست‌ها آن کار را سخت و نشدنی جلوه می‌دهد و وقتی با تمام وجود وارد آن کار بشوی هر چه کار سخت و دشوار هم باشد آن قدر می‌توان آن را لطیف و ساده کرد که دشواری‌هایش اصلی مانعی بر سر راه نباشند.

من هم بعد از ورود جدی و حرفه‌ای به مقوله هنرهای چوبی با ظرایف و پیچیدگی‌های بسیار زیاد آن مواجه شدم؛ بارها خطا کردم، آسیب دیدم و خسته شدم اما چون به ثمربخشی کارم ایمان داشتم آن را رها نکردم تا روی خوب و موفقیت آمیز آن را نیز دیدم.

 

 

در طول روز چقدر از زمان خود را به ساخت ساز اختصاص داده‌اید؟

با توجه به علاقه‌ای که دارم برایم سخت است که زمانی برایش تعریف کنم، اگر خستگی جسمانی با توجه به سنگین بودن کار اجازه دهد دوست دارم شب‌ها را نیز مشغول ساخت باشم و این به دلیل رابطه‌ای‌ است که با کار و به طور کلی با دنیای پر راز و رمز چوب‌ها برقرار کرده‌ام.

 

 

آموزش دستاوردهای جدید چه جایگاهی در کار شما دارد؟

امر مطلقی در اندیشه و افق توانایی‌های انسان وجود ندارد؛ به همین جهت همیشه خود را نیازمند آموزش و یادگیری می‌دانم و هر وقت فرصتی دست داده به حضور استادکاری شتافته‌ام تا فوت کوزه‌گری دیگری را از ایشان بیاموزم.

 

 

چوب و دیگر مواد مورد نیازتان برای ساخت سازها را از کجا تهیه می‌کنید؟

به دلیل فقدان مواد اولیه در تبریز، با دوندگی و مشقت زیاد و اختصاص هزینه‌های مالی و جانی مضاعف  مجبور به تهیه آنها از تهران و شهرهای دیگر می‌شویم، برخی مواد مورد نیاز کار از جمله چوب‌ها باید از جاهای خاصی تهیه شوند و این در دسترس نبودن مواد همیشه بخشی از دغدغه خاطرمان را به خود اختصاص داده است.

 

001

 

آیا رشته هنرهای چوبی و ساخت ساز با خطرات و آسیب‌های جسمی نیز همراه است؟ چه خطراتی شما را به عنوان سازنده ساز تهدید می‌کند؟

بله، با توجه به اینکه ابزار و دستگاه‌های مورد استفاده در این حرفه مانند رنده و اره برقی خطر آفرین هستند و در زمینه ایمنی آفرینی تقریبا اقدام خاصی نمی‌توان صورت داد، خطر آسیب دیدگی جسمی همیشه وجود داد، و همچنین آسیب‌های جدی به سیستم تنفسی و ایجاد بیماری‌های آلرژیک به دلیل کار با چوب‌هایی که رنده شده برخی از آنها برای انسان مضر است، همواره وجود دارد.

 

003

 

شما به عنوان یک هنرمند حوزه صنایع دستی از چه حمایت‌های دولتی برخوردار هستید؟

تاکنون هیچ حمایتی دریافت نکرده‌ام.

 

جای چه نوع حمایت‌هایی را در زمینه کاریتان خالی می‌بینید؟

فقط جای خالی است که دیده می‌شود! اگر بخواهد حمایتی صورت گیرد در زمینه‌های حمایت‌های بخش مالی، مبحث بازار فروش و بخش ایمنی، ساماندهی بخش مصالح و ابزار و ساماندهی اصولی ساز سازان و جلوگیری از فعالیت سازندگانی که تخصص و دانش کافی نداشته و عضو مشخص و دارای کارت شناسایی صنایع دستی نیستند می‌توان اقداماتی انجام داد، همچنین برای دریافت کارت صنایع دستی ما باید در حضور افرادی متخصص امتحان داده و به شکل عملی بخش‌هایی از کار را انجام دهیم؛ اما این افراد خودشان در زمینه ساخت ساز فعالیت ندارند و در نهایت با هنرهای چوبی آشنا هستند؛ این امر می‌تواند به ورود افراد غیرمتخصص به این حوزه منجر شود.

 

004

 

حمایت دولتی از هنرمندان صنایع دستی در چه قالب‌هایی می تواند به رشد تولید و کاهش قیمت تمام شده برای خریدار و در نهایت افزایش خرید منجر شود؟

خریداری محصولات به قیمت واقعی از طرف دولت یا نهادهای مرتبط دولتی حمایت بزرگی در این زمینه برای سازندگان است. مبحث پایین آمدن قیمت تمام شده در مورد سازهای سنتی تنها در مورد مواد اولیه و مصالح می‌تواند اتفاق بیفتد و صادق است چرا که قیمت یک ساز قیمت هنر صانعش است نه فقط قیمت چوب و مواد مورد استفاده.

 

005

 

داشتن کارت هنرمندی صنایع دستی یا بیمه هنرمندان صنایع دستی چه تاثیری در روند کاری شما به عنوان هنرمندان جوان این حوزه دارد؟

چنین حرکت‌هایی ظرفیت خوبی برای انجام کارهای بزرگ دارند اما در شرایط کنونی تقریبا تاثیری  ندارند، شایسته است اقدامات وسیع‌تر و دلگرم کننده‌تری برای حمایت از افرادی که تمام وقت و انرژی و عمر خود را برای حفظ و احیای رشته های هنری ارزشمند کشورمان صرف می کنند انجام داد تا افراد بیشتر به فعالیت در حوزه صنایع دستی مشتاق شده و شاهد کاهش بیکاری با روی آوردن جوان‌ترها به این مشاغل باشیم.

 

006

 

قیمت‌گذاری در زمینه آثار تولیدی شما به چه شکل صورت می‌گیرد؟ خودتان این قیمت را تعیین می‌کنید، قیمت‌ها با مشتری به شکل توافقی تعیین می‌شود یا مراکزی که آثار خود را به آنها عرضه می‌کنید این کار را انجام می‌دهند؟

اصولا قیمت محصول و آثار هنری و در کل تمامی آثار تولیدی توسط سازنده و تولید کننده آن محصول و اثر تعیین می‌گردد؛ اما متاسفانه به دلیل رکود بازار و کمبود تقاضا و در نتیجه عدم فرهنگ سازی، قیمت‌گذاری گاه به صورت توافقی و گاه به انواع دیگر صورت می‌گیرد و البته همیشه پای واسطه‌ها هم در میان است؛ افرادی که هیچ زحمتی متحمل نمی‌شوند اما به لحاظ مالی سود اصلی عاید آنها می‌شود.

 

002

 

باید توجه داشت که وجود سازندگانی با تجربه کم و دانش ناکافی در زمینه ساز سازی و فقط با داشتن آشنایی مقدماتی اقدام به ساخت سازهای بی‌کیفیت و در نتیجه ارزان قیمت می‌کنند، از آسیب‌های جدی بازار کار ماست. این افراد با استفاده از مصالح آماده مانند کاسه‌های آماده سه تار و تنبور و تار، به جز تولید محصول بی‌کیفیت و ایجاد بی‌اعتمادی در خریداران، با روح حقیقی هنر نیز همراه نیستند و به آن حرمت نمی‌نهند.

این امر مانند آن است که آیا ممکن است  بخش‌هایی از یک اثر نقاشی را اشخاصی کشیده و بفروشند و شخص دیگری آن را خریداری کرده و تکمیل کند؟ آیا شخص تکمیل گر خالق اثر محسوب می شود؟! و آیا اثر نهایی ارزش و زیبایی واقعی را داراست؟ بدون شک خیر.

 

007

 

آثار شما به جز تبریز در شهرهایی دیگر کشور هم عرضه می شوند؟

این امر از دیگر مشکلات کار ماست، به دلیل کاستی و نقص در ارسال پستی چنین آثاری به دلیل احتمال آسیب دیدن نمی‌توانیم آنها را برای مخاطب پست کنیم، همچنین سیستم تعریف شده و مکان مشخصی برای عرضه آثار تولیدی نیز وجود ندارد به همین دلیل آثارمان به صورت محدود در شهرهای استان و برخی شهرهای دیگر که امکان رفت و آمد به آنجا برایمان مقدور است عرضه می‌شوند.

 

008

 

چرا فروش مستقیم صنایع دستی هنوز هم طرفداران بیشتری نسبت به تهیه آثار از فروشگاه‌ها دارد؟

به دلیل اینکه برخی فروشندگان  آثار را به قیمت نازلی از سازنده خریداری و با سود چندین برابر به دست خریدار می‌رسانند و این امر متضرر شدن سازنده و خریدار را در پی دارد، برای این مسئله در تمام شاخه‌های صنایع دستی باید چاره ای اندیشید که هم خریدار هم سازنده از خرید و فروش خود رضایت داشته باشند. حل این مسئله به توسعه بازار مالی صنایع دستی هم یاری می‌رساند.

 

009

 

آیا مردم ما علاقه خود را به خرید صنایع دستی از دست داده اند؟ یا سلیقه و خواسته‌هایشان تفاوت کرده است؟

علاوه بر اینکه هر دو مورد صحیح است، به دلیل افزایش تجمل‌گرایی در جامعه و ورود فرهنگ‌های بیگانه به صورت نادرست و از طرفی ازدیاد سرگرمی‌های متنوع  و تبلیغات گسترده آنها، متاسفانه شاهد کاهش علاقه به آثار هنری هستیم. این مسئله به جز آسیب‌های فراوانی که در بلند مدت ایجاد خواهد کرد، به فقر فرهنگی در جامعه منجر شده و موجب دوری نسل‌های آتی از فرهنگ و هنر بومی و ملی خودشان می‌گردد.

 

010

 

عده‌ای این نگرش را دارند که هزینه‌ای که برای یک اثر هنری می‌پردازند بیشتر از ارزش واقعی آن است، که البته شاید در مواردی صحیح باشد اما باید توجه داشت یک سازنده هنرمند، بخشی از روح و جان خود را در اثر به یادگار می‌گذارد و برای چنین اثری نمی‌توان ارزش مادی تعیین کرد و فروش آثار هنری به جهت توسعه هنر و چرخیدن چرخ‌های مالی تولیدکنندگان صورت می‌گیرد و می‌توان با ساماندهی بازار و تعیین راهکارهایی برای قیمت‌گذاری و نظارت بر روند آن، از این مسئله رهایی یافت.

 

011

 

نگارنده: فرینوش اکبرزاده – سایت آذرقلم