زندگی بهتر با ارتباط بهتر

زندگی بهتر با ارتباط بهتر

ارتباط جزو جدایی ناپذیر زندگی انسان هاست. ما در طول روز بارها و بارها با خود و دیگران ارتباط برقرار می کنیم. رمز کامیابی ما در زندگی، ایجاد ارتباط درست است.تمام مشکلات و کامیابی های ما تنها در گرو همین ارتباط های انسانی است.

 

ارتباط با دیگران

 

اگر با همسرمان خوشبختیم یا اختلاف داریم، در کارمان موفق هستیم یا دچار شکست شده ایم، فرزندانمان سربراه و حرف گوش کن هستند یا به قول عامیانه نااهل اند، زرنگ، ساده، با اعتماد به نفس، خجالتی و … هستیم، یک سر ماجرا حتما به چگونگی ایجاد ارتباط ما برمی گردد.

باز مثالی میزنم: شما به یکی از مهم ترین اصول ارتباط، که گوش کردن است، درست عمل نمی کنید. پس پیامی را که طرف مقابلتان برایتان می فرستد، حالا یا همسرتان، فرزندتان و کارمند یا رییس‌تان است. مشخص است که وقتی شما پیام را درست دریافت نمی کنید، معنای درست آن را هم متوجه نمی شوید.پس پاسخ درستی هم به آن نخواهید داد و مشکلات از همین جا آغاز می شود.

اگر اجزا و اصول ارتباط را بیاموزیم، زندگی بهتری خواهیم داشت.

 

ارتباط چیست؟

 

سیندخت 2.2

 

در هر ارتباطی، مفاهیمی که دریافت می شود، برمبنای پیشداوری های افراد با یکدیگر متفاوت است. بنابراین برای رسیدن به کامل ترین نوع ارتباط، ابتدا باید خود را شناخت و با خود ارتباط برقرار کرد. اما این ارتباط همواره در جریان است.

برای مثال حتما برای شما هم پیش آمده که چنان در خود غرق شده اید، که حتی متوجه ان چه در اطرافتان می گذرد، نشده اید.

یا هنگام رانندگی بلند بلند با خودتان حرف می زنید و صدای بوق خودروهای دیگر شما را به خود می آورد.

اگر وقتی در ارتباط با خود هستید، بتوانید واقعیت ها و باورهای خود را بهتر بشناسید، در ارتباط بهتر با دیگران کامیاب تر خواهید بود.

باز مثالی میزنم: امروز حالتان خوب است، چون در محل کارتان تشویق شده و پاداش گرفته اید. در خانه،همسرتان از شما می خواهد یک فنجان چای به او بدهید. با لبخند برایش چایی میریزید و می برید. یک روز دیگر در محل کار با رییس تان بگومگو کرده اید. همسرتان همان لحن،همان درخواست را می کند. شما با پرخاشگری می گویید: مگر من نوکر تو هستم، خودت بریز. فقط مونده تو هم به من دستور بدی.به نظر شما چه تفاوتی وجود داشته است؟!

 

ارتباط با دیگران

 

ارتباط 002

 

ارتباط با انسانهای دیگر، نوع دیگری از ارتباط است، که برای برآورده کردن نیازهایمان انجام میدهیم. نیازهایی چون حرف زدن، همدردی، در گروه بودن، دوست داشتن و دوست داشته شدن و رد و بدل کردن پیام های مختلف کلامی و غیرکلامی، که از راههای دگرگونی انجام می گیرد.

در هر ارتباطی که بین انسان ها صورت است.می پذیرد، فرستنده پیام می فرستد، که از سوی گیرنده دریافت می شود و جای این دو مدام در حال چرخش و جابجایی است.

شما هر قدر هم که آدم گوشه گیری باشید، دوست دارید با دیگرانی که بیشتر با اخلاق شما کنار می آیند، هر از چندگاهی در تماس باشید و ارتباط برقرار کنید.

پس اگر هنگام عصبانیت مدام شعار میدهید که :دیگه دلم نمیخواد هیچ کسی رو ببینم و حرف بزنم،فقط یک ادعاست که خیلی زود زیرپا گذاشته خواهد شد.

ارتباط در خلا شکل نمی گیرد و نیاز به بسترهایی که در جامعه ی انسانی هست،  دارد.