بانو مهندس بهنوش باختری/بنیانگذار و مدیرعامل شرکت کارا

بانو مهندس بهنوش باختری/بنیانگذار و مدیرعامل شرکت کارا

فعالیت ها و سمت ها:

  • موسس و مدیرعامل شرکت کارا
  • مدیر گروه طراحی در شرکت مهندسی مشاور مهاب قدس
  • مدیر امور طراحی در شرکت مهندسین مشاور قدس نیرو
  • عضو انجمن ملی زنان کارآفرین
  • عضو انجمن زنان مدیر کارآفرین
  • عضو بنیاد توسعه کارآفرینی زنان و نوجوانان
  • عضو کنگره ایرانیان مقیم کانادا

 

                              

 

در شهر آبادان و در دوران شکوفایی  بعد از ملی شدن نفت و بهره گیری شهروندان از آن‌چه بازمانده دوره‌ی حکومت استعمارگرانه انگلیسی‌ها بود، بزرگ شدم. در آن زمان در آبادان نقشه خیابان‌ها و خانه ها، مطابق با استانداردهای جهانی بود، آن هم در دورانی که هنوز شهرهای دیگر دوران گذر از سنت به مدرنیته را می‌گذراندند.

پدرم شرکت نفتی و جزو اولین دانشجویان دانشکده نفت آبادان و اصالتا اهل اراک ، شهر زادگاه من بود.

دوران کودکی‌ام در دوران بی‌خبری و گاهی به شدت تعجب آور می گذشت. وقتی به کناره های رود کارون و منطقه کپرنشینان حاشیه در آبادان و خرمشهر نزدیک می‌شدیم،  بچه های همسن و سال مان گاه با فریاد عجم عجم که مانند فحش و ناسزا بود، ما را از خود می‌راندند و گاه از ما استقبال می‌کردند.

فکر می کنم اینها نتیجه همان خود را از ما و ما را از خود نپنداشتن به دلیل مسائل سیاسی و قومیتی و فرهنگی آن دوران بعد از مصدق بود.

تا کلاس نهم در آبادان زندگی می‌کردیم و تابستان‌ها به اراک (شهر پدر و مادر) می‌رفتیم. تضاد این دو شهر (نمونه فوق مدرنیته و نهایت سنتی) دید ما کودکان را با دو نحوه زندگی بسیار متفاوت آشنا و پیوند می داد.

شاید به دلیل همین آشنایی دوگانه، هم اینک نیز پس از سال‌ها زندگی و تحصیل در تهران و انگلیس و دوباره کار و زندگی در ایران، عشق به تاریخ و باستان‌شناسی منطقه ( با توجه به رشته تحصیلی ام)، باعث بهره‌گیری پیوسته از نمادهای سنتی و مدرن در تمامی طرح ها و ساخته هایم در دوران کاری شده است.

بعد از اخذ دیپلم، در رشته هنرهای تجسمی دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران تحصیل کردم و برای ادامه تحصیل به انگلستان رفتم. در آنجا در دانشگاه پلی تکنیک لیدز در رشته شهرسازی تحصیل کردم. پس از چندین سال زندگی و تحصیل و کار در انگلیس به تهران برگشتم و در شرکتی در تهران مشغول به کار شدم که خدماتش در زمینه طراحی و ساخت سد و نیروگاه در استانهای جنوبی کشور بود.

 

 

من در بخش معماری مشغول به کار بودم و در سفرهای متعدد کاری به شهرهای جنوبی کشور از سدها و آثار باستانی منطقه بازدید می کردم و ادوار باستانی آثار عیلامی میانه و نو و هخامنشی را مورد مطالعه قرار می دادم.

 

 

در طول سالیانی که به کار طراحی و معماری مشغول بوده‌ام، به ویژه در منطقه‌هایی که کمتر بانویی در کارهایی این چنین فعالیت داشته، با دشواری‌هایی گاه طاقت‌فرسا روبرو بوده‌ام. زیرا با توجه به فضا و محیط کاملا مردانه و مخالفت های جدی با حضور بانوان، در هر مرحله از کار، مشکلات مختلفی برایم به وجود می‌آمد. از جمله این که اغلب نمی‌توانستم شب‌ها در مکان‌هایی مانند سدها یا نیروگاه ها کارم را ادامه دهم. از سویی دیگر چون در چنین فضاهایی بانوان کار نمی‌کردند، حتی جایی برای استراحت و خواب شب هم نداشتم.

این در حالیست که همیشه یک شهرک بزرگ در کنار تمام سدهای کشور با تعداد بسیاری ویلا برای استراحت و حضور چند روزه کارکنان مرد پروژه در رده های مختلف وجود داشت، اما هیچگونه امکانی برای اقامت یک خانم در نظر گرفته نشده بود.

در هتل‌ها، به ویژه در اهواز نیز به دلیل شرایط فرهنگی جامعه، بدون همراهی همسر یا برادر، بانوان اجازه نداشتند اتاق بگیرند. به همین دلیل، در طول سال‌ها کار در جنوب کشور و استان محبوبم خوزستان که از اوایل دهه 80 آغاز شده بود، به ناچار به طور هفتگی اولین پرواز صبح را قبل از ساعت 5 می‌گرفتم و با راننده‌ای که هماهنگ کرده بودم و در فرودگاه انتظار می‌کشید، بلافاصله به طرف محل پروژه حرکت میکردم (حداقل 3 ساعت فاصله زمانی تا تمام پروژه ها از اهواز بود) و به ناچار پرواز آخر شب به تهران را (معمولا  نزدیک نیمه شب) می‌گرفتم و باز‌می‌گشتم. بر همین اساس باید تمام کارها و فعالیت‌هایم را در فاصله زمانی بین دو پرواز انجام می‌دادم، تا بتوانم آن حجم کار را از نزدیک کنترل و تصمیم های اجرایی را بگیرم. در تمام آن سالها، به دلیل فرهنگ و دیدگاههای اشتباه، مدام این رفت و آمدهای بیهوده و از روی ناچاری به طور متناوب  باید انجام می‌شد.

در طی این دوران عضو فعال انجمن های زنان کارآفرین ایران شدم و به ترویج کارآفرینی برای دختران آماده جذب در بازار کار در دانشگاهها در استانهای مختلف پرداختیم .

 

 

اما اکنون خوشحالم که توانستم در شرکت کارا با تیم بسیار متخصص با وجود  تمام مشکلات و تبعیض‌ها، پروژه هایی را در استان محبوبم و در مکان‌های بسیار خاص و با دسترسی مشکل انجام دهم.

از فعاليتهاي مهم اين گروه از سال 83 تا كنون، طرح واجراي معماري و معماري داخلي سالن هاي اصلي 3 نيروگاه بزرگ كشور (نيروگاه سدمارون در بهبهان،  نيروگاه سد كارون 1 در مسجد سليمان و نيروگاه كوهرنگ در چلگرد شهركرد و محوطه سازي سد كارون1 در مسجد سليمان) و مانومنت هاي افتتاحيه سد كرخه و سد مسجد سليمان، طرح و اجرای نمایشگاه اولین همایش بین المللی بیلان آب کشور (اهواز)، طرح و اجرای کاشیکاری و نقش برجسته با سرامیک و سفال در حاشیه پل هفتم اهواز و … نام برد.

 

طراحی و اجرا و نازک کاری سالن نیروگاه سد کارون 1 ( شهید عباسپور)- مسجد سلیمان
کارفرما : سازمان آب و برق خوزستان – وزارت نیرو

 

                               

 

 

محوطه سازی سد کارون 1 (شهید عباسپور) – مسجد سلیمان
کارفرما : سازمان آب و برق خوزستان – وزارت نیرو

 

                

 

 

 

طرح و ساخت و اجرای دیوارها و سقف سالن نیروگاه سد مارون بهبهان
کارفرما : سازمان آب و برق خوزستان- وزارت نیرو

 

                    

 

 

طرح و ساخت و اجرای نازک کاری سالن نیروگاه کوهرنگ – چلگرد ، چهارمحال و بختیاری
کارفرما: سازمان توسعه آب و نیروی ایران – وزارت نیرو

 

 

 

مسجد سلیمان ( سد مسجد سلیمان ساخت و نصب سازه افتتاحیه سد مسجد سلیمان )
  کارفرما : شرکت توسعه منابع آب و نیروی ایران – وزارت نیرو

 

                                                           

 

 

ساخت و نصب سازه افتتاحیه سد کرخه اندیمشک
کارفرما : شرکت توسعه منابع آب و نیروی ایران – وزارت نیرو

 

                                                       

 

 

طرح و اجرای کاشیکاری و نقش برجسته با سرامیک و سفال در حاشیه پل هفتم اهواز ( با استفاده از اطلاعات آثار باستانی منطقه )
کارفرما شهرداری اهواز –سازمان  زیباسازی

 

                                                           

 

 

سر در ورودی و محوطه سازی سد و نیروگاه گتوند علیا – شوشتر
کارفرما : شرکت توسعه منابع آب و نیروی ایران وزارت نیرو

 

                                                                                     

 

همچنین خاطرات تلخ و شیرین بسیاری از آن سال‌های فعالیت در آن مناطق و در آن شرایط بسیار مشکل کاری، برایم باقی مانده که همیشه برایم  باعث مباهات و گاهی تعجب از آن همه مقاومت و سرسختی بوده است.

 

 

پس از سالها انجام پروژه های سنگین در جنوب و غرب کشور و به نوعی تابو شکنی ( در فضاهای کاملا” مردانه و رودر رو با مخالفتها و کارشکنی ها به عنوان تنها زن و مدیر پروژه در آن پروژه ها و استخدام و آماده سازی خانم های جوان آرشیتکت در دفتر تهران بمنظور کمک در طراحی ها و نظارت و کنترل پروژه در مکانهای دورافتاده از سال 91 در تهران مشغول شدم . آخرین پروژه ام ، ساختمانی 8 طبقه مسکونی با موقعیت اداری بود که دفتر کارم نیز به یکی از واحدهای آن منتقل گردید. ( از سال 91 با پیگیری مسائل اداری و شهرداری پروژه ، در سال 94 پروژه تکمیل و تحویل گردید .)

 

           

 

در آبانماه 94 پس از بازدیدی که بطور اتفاقی و در جمعی از خانمهای کارآفرین از قلعه حسن خان (شهر قدس ) به منظور ایجاد اشتغال و توانمند سازی زنان منطقه انجام دادیم ، با دیدن آنهمه محرومیت ، مسئولیت کمک رسانی و جمع آوری خدمات به این قشر آسیب دیده را برعهده گرفتم .

آز آنزمان تا کنون بطور مداوم حضور و شناسایی و انتخاب خانواده های حاشیه نشین کرد ، بلوچ ، لر و افغان مددجو ( 50 خانواده ، حدود 300 نفر ) انجام شده و کمک های تحصیلی ، پزشکی و روان درمانی ، تهیه سرپناه مناسب ، برگزاری کلاسهای آموزشی متعدد و بتدریج توانمند سازی آنان را بشدت و با جدیت دنبال کرده ام و احساس میکنم هرآنچه تابحال پشت سر گذاشته ام میبایست به این انجام برسد.