بانو فهیمه احمدی دستجردی، تنها بانوی مهندس پرواز ایران

بانو فهیمه احمدی دستجردی، تنها بانوی مهندس پرواز ایران

– من متولد تهران و سال 1360 هستم که به عنوان تنها مهندس پرواز زن ایران شناخته شدم و حدود 3000 ساعت پرواز بر روی هواپیما توپولوف ١٥٤ را به عنوان مهندس پرواز را دارم، ضمن آنکه هم اکنون به عنوان خلبان دوم هواپیمای ام دی مشغول فعالیت هستم.

– اولین مشکل ما، فرهنگ و مسائل ناشی از آن است و پس از آن بحث مالی و راه های سختی‌ است، که دوستان همه برای رسیدن به این مرحله طی کرده‌اند. در بعد فرهنگی باید گفت که علی رغم فعالیت ما، دید جامعه نسبت به فعالیت خانم ها دید چندان بازی نیست و اینکه یک خانم بتواند کارهای یک آقا را انجام دهد، هنوز پذیرا نمی باشند، هرچند با حضور روز افزون بانوان به سمتی می رویم که ان شاءلله به این حقانیت برسیم که ما نیز می توانیم.

– هر فردی برای ورود به حرفه خلبانی باید دوره های آموزشی خاص خود را بگذارند که بنده مراحل آموزشی را آکادمیک و در بخش پروازها دوره های آزاد را طی کرده ام.

علاقه مندان این حرفه می توانند از طریق آموزشگاه های آزاد یا کنکور دانشگاه های جامع علمی و کاربردی برای خلبانی ثبت نام کنند و پس از فراگیری دروس مرتبط، پروازهای خود را در مراکز مورد نظر انجام دهند.

البته بحث مالی را نیز باید در نظر گرفت ، یک خلبان حداقل ١٦٠ ساعت را برای گرفتن مدرک CPL و IR باید بگذارند که با قیمت حدودی که الان مطلع هستم، 450 هزار تومان برای هر ساعت پرواز می شود.

 

 

–  آقایان در استخدام شرکت ها دراولویت هستند، اما اگر بخواهیم به صورت خاص به تجربه شخص خودم نگاه کنیم، بنده زمانی در شرکت هواپیمایی استخدام شدم که نیاز به مهندس پرواز وجود داشت و شرط پذیرش نیز بالاترین نمرات بود، که در نهایت نیز با طی دوره های مختلف زیر نظر اساتید مجرب، در شرکت هواپیمایی جذب شده و فعالیت پروازی خود را آغاز کردم.

اما در خصوص خلبانان خانم، شاید بزرگترین دغدغه آن باشد که این عزیزان در چند مرحله بعد از آقایان در مراحل استخدام قرار دارند و امیدوارم به زودی هم طرازی بین خانم ها و آقایان در امر خلبانی برقرار شود یا به عبارتی بحث شایستگی افراد باشد نه دید جنسیتی، چرا که کار یکیست و فرقی وجود ندارد. مسئولیت یکی است و چه بسا خانم ها دقیق تر و حساس تر این وظایف را پذیرا هستند.

البته ما در تلاش هستیم تا درصد اعتماد به خودمان را هر روز بیش از قبل کنیم تا به نوعی فرهنگ سازی در این بخش شکل بگیرد ضمن آنکه به عقیده من خلبانی هنر است و زنانه/مردانه ندارد.

– هنوز این موضوع  برای مردم جا نیفتاده و وقتی مردم می‌فهمند که یکی از خلبانان هواپیمای آنان خانم است، برخی استقبال می‌کنند، ولی اغلب برایشان خوشایند نیست، اما خوشبختانه دید عموم مردم باز است و از این موضوع استقبال می کنند که موجب قوت قلب ما و انگیزه بیشتر در جهت ادامه مسیر می شود.

ما مسافر خانمی را داشته ایم که به محض شنیدن صدای بنده منتظر بوده اند تا پرواز تمام شده و به کابین بیاییند که ببینید صاحب صدا کیست و به گفته خودشان از این موضوع انرژی گرفتند یا حتی آقایانی که از این موضوع با احترام یاد کرده اند.

 

 

متاسفانه هنوز پیش زمینه‌ی ذهن اکثر مردهای ایرانی آن است که یک بانو باید در خانه باشد و به امور خانه داری مشغول باشد. این موضوع در مورد خلبانی بیشتر است. زیرا همه آن را یک کار کاملا مردانه می دانند. در صورتی که همچنین چیزی درست نیست، همه انسان ها در موقعیت خود توانایی انجام هرکاری را دارند و فعالیت مدنظر آنان به توانمندی‌های افراد و نه جنسیت‌شان مربوط می‌شود. در این خصوص من محدودیت کاری نمی بینم و منافاتی نیز وجود ندارد.

– همیشه برای اولین ها شرایط مشکل تر خواهد بود، این مساله تنها مختص حرفه ما نیست، صددرصد همه پیشروها با این شرایط رو به رو بوده اند و سختی هایی را گذارنده اند ولی با گذشت زمان و جاافتادن مسائل گرفتاری های مسیر برای افراد بعدی روز به روز کمتر می شود.

 

 

– مهندسی پرواز من بر می گردد به هواپیمای توپولوف، این هواپیمای تهویه مطبوع چندان خوبی نداشت و خیلی گرم بود ، اما من مجبور بودم تا همپای آقایان فعالیت کنم.

به عنوان مثال می توانم به پروازها در شهرهای گرم اشاره کنم که با توجه به وظیفه ام در مسئولیت نظارت بر سوخت رسانی و چک هواپیما فعالیت های بسیاری را داشته ام و حتی یکبار تعویض تایر در هوای 50 درجه اهواز صورت گرفت، به طور کلی هر وظیفه ای که برای یک مهندس پرواز تعیین شده بود از من نیز خواسته می شد و بنده نیز مکلف به اجرای دقیق آن بودم.

 

 

 

– خانم‌های خلبان خارجی در خصوص همتای ایرانی خود  بسیار متعجب می شوند. خانمی در شرکت هواپیمایی امارات فعال بود که با دیدن من تعجب کرد و گفت مگر می گذارند شما هم به عنوان خلبان پرواز کنید؟!

به طور کلی برای خارجی ها این موضوع جای تعجب دارد که در ایران یک خانم پرواز کند و اصلا چنین اجازه داده شود. اما خوشبختانه همین حضور بانوان نتایج مثبتی را در بعد بین المللی برای صنعت هواپیمایی کشورمان داشته است.

 

 

– من به عنوان موسس جامعه بانوان صنعت هوانوردی ایران در نظر دارم تا با دعوت از تمامی خانم های شاغل و علاقه مند در بخش های مختلف این صنعت، همه در کنار یکدیگر قدم مثبتی را در راستای پیشبرد اهداف این سازمان مردم نهاد برداریم که همانا بالا بردن سطح آگاهی و علم افراد خصوصا شاغلین در این صنعت و دفاع از حقوق صنفی هر یک بنا بر معیارهای تعیین شده می باشد ، ضمن آنکه اعضای این سازمان به طور کلی بانوان صنعت هوانوردی کشورمان خواهند بود.

خوشبختانه خانم ها در تمامی بخش های صنعت هوانوردی فعال هستند و به تبعیت از این مسئله وظیفه NGO نیز شناسایی این عزیزان و سپس شناساندن آنان به اجتماع است. ما می خواهیم مردم بدانند که فقط من به عنوان خلبان یا مهمانداران خانم نیستند که در این صنعت فعالیت می کنند، بلکه در بخش های مختلف و به طور مثال شاپ (کارگاه) اویونیک یا موتور و بدنه هواپیما افراد فعال داریم، افرادی که پا به پای آقایان فعالیت می کنند و در امر تعمیر و نگهداری هواپیما وظایف خود را به خوبی انجام می دهند یا حتی خانم هایی داریم که کارشناس هواپیمایی هستند و تصمیمات بزرگی را می گیرند، لذا پس از دعوت کردن تمامی این افراد در مجموعه ای واحد، با اجرای برنامه های مختلف تلاش و نقش هریک را بیش از پیش بیان و نمایان خواهیم کرد.

 

 

بحث دیگر ما نیز آموزش می باشد، بانوان علاقمند به فعالیت در بخش های مختلف همچون خلبانی، کنترلر پروازی، مهمانداری، فنی و مهندسی، دیسپچری و یا خدمات فرودگاهی، آژانس های هواپیمایی و … را در صورت نیاز به مراکز آزاد معرفی خواهیم کرد و اگر بخواهند آموزشی آکادمیک و یا ازاد داشته باشند دانشگاه و یا اموزشگاه مورد نظر را به این افراد پیشنهاد خواهیم داد، در حقیقت سعی داریم تا مسیر مورد نظر را برایشان ترسیم کنیم و با استفاده از ارتباطاتی که با مراکز مختلف موجود است در بعدهای مختلف به این علاقمندان کمک نماییم.

– خانواده‌ام صد در صد حامی من بودند. در مقابل مشکلات و گرفتاری های بی شمار تنها جایی که آرامش را به دست می آوردم و اتفاقات رخ داده را عنوان می کردم همین خانواده بود. اعضای خانواده همواره من را همراهی می کردند و پدرم همیشه آگاهی های لازم را می داد که این مسیر با دشواری های بسیاری رو به رو است اما سرانجام با تلاش به نتیجه دلخواه خواهم رسید. همین همراهی و حمایت ها نیز انگیزه را در من ایجاد کرد تا با تاسیس NGO مورد نظر تمامی بانوان را در قالب یک خانواده بزرگ گردهم آورم تا از پشتیبانی یکدیگر بهره ببریم.