بانو فرانک عزیزنژاد/ مدیرعامل شرکت تولید کود و سم‌ و بذر کشاورزی کیا سبز آشیان کوشا

بانو فرانک عزیزنژاد/ مدیرعامل شرکت تولید کود و سم‌ و بذر کشاورزی کیا سبز آشیان کوشا

– من اول فروردین 1354 در کرمانشاه و در یک خانواده فرهنگی و کارمندی متولد و بزرگ شدم.

دوره‌ی ابتدایی را در دبستان اقبال شهر کرمانشاه  و راهنمایی را به علت جنگ، در چند شهر از جمله ماکو و تاکستان و کرج گذراندم. دوره‌ی دبیرستان در کرج و دبیرستان شهید صدر ادامه‌ی تحصیل داده و  در رشته ریاضی دیپلم گرفتم.

 

– در مدرسه و دبیرستان دانش آموز خوب و سخت کوشی بودم. همچنین در زمینه کارهای هنری و نقاشی و سرود نیز موفق به کسب تقدیرنامه هم شدم. حتی علاقه‌مند بودم که به هنرستان و رشته گرافیک بروم، که به اصرار خانواده به دبیرستان و رشته ریاضی رفتم.

 

 

 

– در سال آخر دبیرستان به پیشنهاد دوستم ،تصمیم گرفتم معدل دیپلم را عالی بگیرم و سال بعد برای کنکور بخوانم و دانشگاه برم. برای آشنایی با کنکور و نحوه سوالات در امتحان شرکت کردم و باوجود اینکه برای کنکور آمادگی نداشتم، در مرحله اول قبول شدم و در نهایت در رشته فیزیک تربیت معلم قبول شدم. همزمان در رشته فیزیک کاریردی دانشگاه آزاد پذیرفته شدم، که با تصمیم خانواده برای آنکه به شهرستان نروم، در دانشگاه آزاد ثبت نام و تحصیل کردم.

 

– ازآنجا که دوران کودکی من در دوران انقلاب و جنگ ایران و عراق گذشت، مهم‌ترین رویای من در آن زمان، داشتن آرامش و یک خواب راحت و بدون ترس بود.

 

 

– من کلا آدم جسور و نترس و شلوغی بودم و بسیار واقع گرایانه به مسایل نگاه می کردم. معمولا بیشتر از سن و سالم رفتار و فکر می کردم و به اصطلاح ما کرمانشاهی‌ها ، سر بزرگ بودم .

همین تفکر باعث می‌شد تا اعتماد به نفس بالایی داشته باشم و با پشتکاری که برای رسیدن به اهدافم دارم، هیچگاه از ادامه‌ی راه و مواجهه با مشکلات نترسم و کوتاه نیایم.

پدر و مادرم هر چند افراد روشنفکر و فرهنگی بودند، ولی در آن زمان بسیار سنتی و سختگیر عمل کرده و در تمام زمینه‌ها محدودیت می گذاشتند و متعصب بودند. در مورد کسب و کار هم اجازه انجام هر کاری را نمی دادند و حتی اجازه رفتن به جایی  را مگر آنکه خودشان هم حضور داشته باشند، نمی‌دادند.

 

 

 

– همان‌گونه که پیش از این گفتم، در مقطع کارشناسی، فیزیک کاربردی تحصیل کردم وسپس در مقطع کارشناسی ارشد، در رشته‌ی مدیریت اجرایی MBA)) ادامه‌ی تحصیل دادم.

 

چون در رشته فیزیک تحصیل کرده‌ بودم، از سال 74 یعنی  ابتدای ترم 5 دانشگاه به صورت حق‌التدریس و از ابتدای سال 78 و پس از قبولی در آزمون استخدامی آموزش و پرورش، به عنوان دبیر فیزیک مشغول به کار شدم.  ولی از سال  90 به دلیل مشکلی که برای حنجره ام به وجود آمد، ناچار به صورت نیمه وقت تدریس دارم و الان حدود 2 سال است که مرخصی بدون حقوق گرفته‌ام . البته از همان سال 90 با وجود کم کردن ساعت تدریس بیکار ننشستم و یک شرکت تولیدی بازرگانی در زمینه تولید کودهای شیمیایی و معدنی، با رویکرد سلامت خاک و محصول کشاورزی ثبت کردم.

 

 

چون در رشته ریاضی درس خوانده بودم، باید یک رشته در شاخه فنی انتخاب می‌کردم، ولی زمانی که تصمیم به کار تولید و داشتن شرکت و کارخانه کردم، لازم بود یک دوره مدیریت را هم بگذرانم، که ادامه‌ی تحصیل در مدیریت اجرایی میز به همین دلیل بود.

همچنین چون در کار  شرکتم، رشته مورد نیاز شیمی و کشاورزی بود و من اصلا اطلاعاتی نداشتم، دو سال اول کارم به شدت مطالعه و تحقیق می‌کردم.

 

 

– موفقیت معانی متفاوتی دارد، اگر منظور از موفقیت، رسیدن به آن چیزی که در ذهن و هدفم باشد، هنوز خود را فرد موفقی نمی‌دانم، چرا که یرای رسیدن به آن نقطه خیلی راه در پیش دارم.

ولی از نظر انتخاب نوع کار و مسیری که برگزیده و ادامه می‌دهم، از آنچه که فکر می‌کردم، بسیار موفق‌تر و جلوتر هستم. البته همانند بسیاری از کسب و کارها در ایران، از نظر مارکتینگ و فروش، با توجه به مافیای بزرگی در این کار نیز وجود دارد، هنوز باید تلاش کنم.

 

 

– هم اکنون در تولید کودهای شیمیایی و معدنی به صورت پودری و مایع و گرانوله ،همچنین یک نوع سم ارگانیک مشغول هستیم . همان‌گونه که پیش از این گفتم، از سال 90، به دلیل مشکلی که برای حنجره ام به وجود آمد، حدود 2 سال است که کلا مرخصی بدون حقوق گرفته ام. از طرفی کار همسرم در صنعت برق دچار مشکلاتی شده بود.

 

 

با هم فکری یکدیگر و پیگیری و تحقیق از دوستان و همچنین نوشتن برنامه کار دقیق، یک شرکت تولیدی بازرگانی ثبت کردم و قرار بر این بود که همسرم خود کار را به دست گیرد. ولی در عمل به دلیل مشغولیت فراوان در پروژهای خود، عملا نتوانست حضور داشته باشد و همه کارها و پیگیری‌ها بر عهده‌ی خودم قرار گرفت. البته همسرم همواره از نظر مالی و روحی بسیار حمایت و همکاری دارد. وی همچنین در این شرکت نیز سمت رییس هیات مدیره را هم دارد .

 

خوشبختانه همسرم و فرزندانم بسیار با من همکاری دارند و کمک آنها بوده که با خیال راحت و آرامش در این مسیر پیش می‌روم.

همسرم همیشه در همه مسایل بهترین همراه وحامی و مشوق من بوده و هست، از طرفی خودم هم کاری را شروع نمی کنم، ولی اگر تصمیم به انجام کاری بگیرم، آنقدر به خودم و توانایی هایم اعتقاد دارم که مطمئنم به هدفم میرسم .

 

 

البته هر چند هدف مشخص است، برای رسیدن به آن قطعا مشکلاتی وجود دارد، اما همیشه سعی کرده‌ام تمام این مشکلات را با صبر و پیگیری و پشتکار پشت سر  بگذارم  و نشدن و امکان نداشتن برای من مفهومی ندارد.

 

 

– مسائل مختلفی در هر زمان برای نرسیدن به اهداف وجود دارد، ولی در حال حاضر بزرگ‌ترین سد برای کسب و کارهایی چون ما، وجود افراد فاسد در ارگان‌های دولتی است، که به زیر میزی و رشوه عادت کرده‌اند و متاسفانه با مجموعه‌های سالم همکاری لازم را نداشته و برای یک درخواست جزیی، کلی شما را سر می دوانند.

 

 

– خدا را شکر با وجود مشکلاتی که سر راهم بوده و هست از وضعیت موجود خیلی راضی هستم ،تمام مسائلی که در زندگیم با آنها مواجه شده‌ام، یک تجربه برای کمک برای رسیدن به اهداف بزرگتر و توانا کردن من برای انجام دادن کارهای سخت و غیر ممکن است.

 

 

– من خودم را فردی  صادق، با پشتکار زیاد، متعهد به خانواده و کار و جامعه می دانم. همچنین همواره خدا را شکر می‌کنم که تندرست هستم و در خنواده ی سالم و مهربان و همراهی زندگی می کنم. مطمئنم با همراهی آنها و پشتکار خودم و لطف خدای بزرگ راضی‌تر هم خواهم شد.

 

 

– بر پایه‌ی مدلی که در ذهن داشتم و استراتژ ی‌هایی که تعریف کرده‌ام، به امید خدا خط تولید سم و آفات کم خطر و واردات بذر و ادوات کشاورزی را در برنامه کاری خود دارم.

همچنین یک مزرعه آزمایشی را برای تحقیق و توسعه، در نظر گرفته‌ایم و قرار بر این است که تمامی محصولات تولیدی و وارداتی در آن مزرعه آزمایشی آزمایش شود.از طرفی چون تمام توان کارشناسان و خودم، تولید محصول با کیفیت و سالم است، با پیداکردن بازار برون مرزی برای صادرات محصولات تولیدی خودمان در تلاش هستیم.

 

 

– خدا را شکر در سال‌های اخیر با تلاش بانوان توانمند و حمایت انجمن‌های حامی زنان، وضعیت بانوان بهتر شده و امیدوارم دولت با صرف هزینه هایی سعی در فرهنگ‌سازی‌هایی در جهت فعالیت زنان جامعه داشته باشد. چرا که نیمی از جمعیت این مملکت را بانوانی که مادران نسل آینده را تربیت می کنند، تشکیل داده اند .

 

 

– من سال 74 ازدواج کردم، که به صورت خواستگاری بود و همسرم از فامیل‌های مادرم هستند. خوشبختانه همان طوری که فکر می کردم، همسرم فردی است که در زندگی مشترکمان بسیار همراه و حامی من بوده و در تمامی مراحل به عنوان مشوق به من کمک کرده است.

وی فردی بسیار فرد روشنفکر و آگاه به حقوق زنان و فرزندان است و همیشه بهترین همراهی‌ها را در زمینه‌ی تحصیل و کسب و کار و هر مورد دیگری دارد.

 

 

 

– من دو پسر دارم، یکی دانشجوی مهندسی کامپیوتر و پسر دومم دانش آموز است.

 

 

 

حس مسوولیت من در کارهایم  با وجود فرزندانم بسیار بیشتر شده است. چه آن زمان که درسر کلاس درس می‌دادم، همواره یه یاد آنها بودم و این که بچه هایی که درس می‌دهم، امیدهای این مملکت هستند و در نهایت اینها هستند که باید ایران را بسازند و چه الان که با محصولات کشاورزی سرو کار دارم، که تامین کننده‌ی غذای مردم است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

www.kiagreen.com

info@kiagreen.com