بانو سميرا نوروزي، در آرزوی خلبانی در شرکت‌های بزرگ هوایی

بانو سميرا نوروزي، در آرزوی خلبانی در شرکت‌های بزرگ هوایی

– من از کودکي به پرواز علاقه مند بودم، از 7، 8 سالگي، اما از 12 سالگي به طور آماتور شروع به پرواز کردم.

– در فرودگاه دوشان تپه تابستان ها با گلايدر پرواز مي کردم. آن موقع کاري که بزرگ ترها در 6 ماه انجام مي دادند براي من 3 سال طول کشيد، چون کم سن و سال بودم و مدرسه مي رفتم. در 15 سالگي جوان ترين دختر خلبان ايران شدم، بعد از دبيرستان در رشته هوانوردي در دانشگاه مشغول به تحصيل شدم و همزمان با هواپيماي اولترالايت در فرودگاه آزادي پرواز مي‌کردم.

– من مدرک خلباني  خود را خارج از ایران گرفتم. زیرا فرآيند خلباني در ايران به دليل وجود متقاضي زياد و کمبود هواپيما‌هاي آموزشي بسيار مشکل و مستلزم زمان زياد است. زنان هم مشکلات خاص خودشان را دارند. يک قانون نانوشته در اين صنعت وجود دارد، که اگر ده زن و ده مرد متقاضي آموزش باشند، طبيعتاً اولويت با مردان خواهد بود. اين روند باعث شد که من براي کوتاه کردن زمان آموزش و انتظار براي پرواز از کشور خارج شوم و به مجمع الجزاير فيليپين بروم.

خصوصيات جغرافيايي فيليپين باعث شده که اين کشور يکي از مراکز مناسب براي آموزش پرواز باشد. در آنجا به راحتي مي‌توانستم به فرودگاه هاي ديگر پرواز کنم. يکي از ویژگی‌های خوب پرواز در فيليپين، تجربه پريدن در فرودگاه هاي مختلف با ترافيک هوايي زياد است. آن وقت ها با هواپيماي يک موتوره، پايپر 140 و سسنا 172 پرواز مي کردم. گاهي هم با هواپيماي دوموتوره، منتها ساعت پرواز زيادي با آن ندارم.

 

 

چون مثلاً در فرودگاه بين المللي مهرآباد معمولاً هواپيماهاي مسافربري و باري پرواز مي کنند و به هواپيماهاي يک موتوره اجازه پرواز نمي دهند.

– من 13 ماه در مدرسه پرواز آموزش ديدم و در اين مدت مربياني از امريکا و فيليپين ما را آموزش مي دادند. مدرکي که به من دادند هم يک مدرک بين المللي محسوب مي شود. چون مورد تاييد ايکائو بوده و مدارکي که به تاييد ايکائو برسد در تمام کشورها مورد پذيرش است. اما اگر بخواهيد در کشور ديگري استخدام شويد، بايد در آزمون هاي پروازي کشور مقصد هم شرکت کنيد و پذيرفته شويد.

وقتی به ايران برگشتم، در آزمون سازمان هواپيمايي کشوري شرکت کردم و قبول شدم. الان دو مدرک يکي از فيليپين و ديگري از ايران دارم.

– در فيليپين به صورت روتين از فردي که فارغ التحصيل مي شود و شرايط لازم براي کار را دارد، دعوت به همکاري مي‌شود اما من مي خواستم در ايران خدمت کنم. اما تاکنون در ايران استخدام نشده‌ام. البته بعد از تبديل مدارکم، اولين جايي که رفتم شرکت هواپيمايي ايران اير بود. آنها اعلام کردند به خلبان نياز دارند. در شرکت نفت، شرکت کيش اير و ماهان هم فرم‌هاي استخدام خلبان را پر کردم. همه درخواست هايم براي کمک خلباني بود.

 

 

– من بدون هيچ پيش داوري رفتم. اما برخوردهايي که مي ديدم خيلي غيرمنتظره بود چون از قبل مي دانستم يک زن در يکي از شرکت هاي هواپيمايي استخدام شده است. حتي من نزد سخنگوي وقت دولت رفتم و ايشان هم استقبال زيادي کردند و نامه يي را براي مديرعامل آن زمان هما فرستادند. بعد از چند وقت که پيگير نامه شدم، کسي جواب درستي به من نداد. فقط اعلام کردند که نامه من به کاپيتان قاسمي معاون عملياتي ايران اير ارجاع داده شده است و من بارها سعي کردم که با ايشان تماس بگيرم اما متاسفانه نه تنها مرا به حضورشان نپذيرفتند بلکه به تماس هاي اينجانب نيز پاسخي ندادند. البته بارها و بارها در مورد موضع‌گيري سرسختانه ايشان در برابر زنان شنيده بودم.

همچنین وقتی هواپيمايي چابهار آگهي داد که به کمک خلبان نياز داريم و واجدين شرايط مدارک شان را بفرستند، من هم فرستادم، يک ماه بعد ما را دعوت کردند براي امتحان که در محل ساختمان هاي اداري شرکت ايران اير برگزار شد. ما حدوداً 200 نفر بوديم که امتحان داديم اما از اين ميان يکصد نفر را انتخاب کردند. رتبه من زير 100 بود اما هيچ وقت دقيقاً رتبه ها را اعلام نکردند و متاسفانه براي مصاحبه دعوت نشديم.

از این  200 نفر فقط 4 نفر زن بوديم و هيچ کدام دعوت نشديم. به فاصله يک ماه، هواپيمايي ماهان امتحان برگزار کرد. باز هم ما 4 زن شرکت کرديم. در آن آزمون هم قبول شدم و حتي اين بار با من مصاحبه کردند و رضايت خود را از معلوماتم در مصاحبه اعلام کردند. بعد از سه ماه هيچ خبري نشد.

 

 

– اگر زنان توانمندي نداشتند امروز شرکت هاي معتبر بين المللي گروه زيادي از زن ها را استخدام نمي کردند. در برخي خطوط هوايي دنيا کاپيتان شدن زنان امري بسيار روتين و عادي به شمار مي آيد. در حالي که متاسفانه در ايران ورود يک خلبان زن به شرکت هواپيمايي بسيار دور از ذهن و دست نيافتني است و تنها دليل غيرمنطقي آن تبعيض جنسي است. حتي در بعضي از کشورهاي عربي که زنان حق رانندگي ندارند زنان خلبان حق پرواز دارند. اگر توانمندي فيزيکي زنان از مردان کمتر بود شرکت هاي هواپيمايي مدرن ترين هواپيما هايشان را دست زنان نمي دادند. مسوولان کشور به صراحت اعلام مي کنند هيچ ممنوعيت و مخالفتي براي جذب و به کارگيري خلبان زن وجود ندارد، وقتي مخالفت قانوني نيست آيا اين رفتار جز تبعيض جنسي و اعمال سليقه نام ديگري دارد؟

 

 

– اگر روزی به این نتیجه برسم که امکان اين وجود ندارد که از تخصصم استفاده کنم، دليلي ندارد بنشينم و حسرت بخورم. من تا آنجا که بتوانم تلاش مي کنم که در ايران استخدام شوم. اگر تلاش‌هايم به بن بست برسد راهي به جز جست وجوي کار در کشور هاي ديگر برايم وجود نخواهد داشت و با تمام عشقي که براي کار و خدمت در کشور عزيز خودمان ايران دارم مجبور به ترک آن خواهم شد. البته اميدوارم با عنايت مسوولان ارشد کشور مشکلاتم برطرف شود و اين براي کسي که از سن 12 سالگي تاکنون تمام تلاشش را به کار برده است، توقع زيادي نيست.