بانو زهره اصغری – بانوی کارآفرین مالی و اقتصادی

بانو زهره اصغری – بانوی کارآفرین مالی و اقتصادی

بانویی سرسخت و پرتوان با آرزوهایی بلندپروازانه

زهره اصغری، از بیرجند تا تهران، از شیرینی پزی تا تاسیس بانکی برای بانوان

آغاز راه

‌سال 55، دختری دبیرستانی بودم که سودای مبارزه دارد و به همین خاطر بارها مورد پیگیری قرار گرفتم و حتی یک هفته از مدرسه اخراج شدم، که منجر به تنبیه از سوی خانواده هم شد. به دلیل ویژگی‌های شخصیتی‌، همواره در بین جمعیت تظاهرات‌کننده، در حلقه دختران، به نوعی رهبری‌شان می‌کردم و شاید از همان‌جا ریشه‌های مسوولیت‌پذیری و  رهبری کردن کار تیمی و اجتماعی در من شکل می‌گرفت.

IMG_4142

دبیرستانم که تمام می‌شود، فرصتی برای رفتن به دانشگاه دست نمی‌دهد‌. زیرا سال 60 انقلاب فرهنگی شد و چهارسال دانشگاه‌ها تعطیل بود‌. چون اهل کتاب و مطالعه بودم، تعطیلی دانشگاه‌ها برای من ضربه روحی سنگینی بود‌. اما همانند بسیاری از هم‌سن و سال‌هایم ازدواج کردم و تا سال 68 به خانه‌داری مشغول بودم‌.

البته از آنجایی که روحیه کار کردن و حضور در اجتماع در من وجود داشت نمی‌توانستم آرام بنشینم. به همین دلیل نخستین کارگاه شیرینی‌پزی خانگی را به همراه چند نفر از همسایه‌ها راه‌اندازی کردیم، که شیرینی‌های سنتی بیرجند را می‌پختیم. البته همسرم این اشتغا‌ل خانگی‌ام را تاب نمی‌آورد و به قول خودش به او برمی‌خورد که به‌عنوان بازاری‌هایی معتبر، زنان‌شان شیرینی‌پز باشند‌. چون شیرینی‌پزی در خانه اصلا در بیرجند رواج نداشت‌. بنابراین من که در آن زمان صاحب یک فرزند هم شده بودم، کارم را جمع کردم.

 

چگونه حسابدار شدم

سال 68 که پسرم 7 ساله و دخترم یک و نیم ساله بودند، همسرم یک کارخانه‌ تولیدی راه‌اندازی کرد‌. بنابراین فرصت را غنیمت شمردم، که فعالیت‌های اجتماعی و اقتصادی‌اش را آغاز کنم‌. از همسرم خواستم که حسابدار شرکتش شوم‌. هر چند همسرم موافق نبود و بیشتر مرا کدبانویی برای خانه‌اش می‌خواست نه یک فعال اقتصادی، اما به ناچار موافقت کرد.

این برایم کافی نبود و دلم می‌خواست در کارم دانشش را نیز داشته باشم، بنابراین تصمیم گرفتم زمینه علمی‌ام را قوی کند‌. همسرم حاضر نبود هزینه کلاس‌های مرا بپردازد چون نمی‌خواست من وارد بازار کار شوم، بنابراین گردنبندم را فروختم و به کلاس خصوصی حسابداری رفتم. اما اوضاع زمانه خیلی بر وفق مرادش نبود‌. دوران جنگ بود و گرفتاری‌های خاص خودش‌. تولید خیلی رونق نداشت و با وارد شدن کالای تولیدی کارخانه ما از خارج، کارخانه ورشکست شد.

 

مبارزه همزمان در دو جبهه

اما این شکست به خانه‌نشینی‌ام منجر نشد‌. چون با پیشنهاد یکی از آشنایان مان، که مدیرعامل تعاونی فرش دستباف بیرجند بود و به یک حسابدار نیاز داشتند، تصمیم گرفتم حسابداری را بیاموزم.‌ هر‌چند باز هم با مخالفت‌های همسرم همراه بود و من ناچار به مبارزه، بنابراین برای اینکه نظم خانه به هم نخورد و خانواده آرامش لازم را داشته باشد، آخر شب غذا را آماده و صبح زود برنج آبکش می‌کردم و بعد از آماده کردن صبحانه، سر کار می‌رفتم.

کارم را که آغاز کردم، تازه سختی‌های کار هم شروع شد‌. شهری کوچک و ارگانی که در آن سال‌ها اصلا زنان را قبول نداشتند‌. مرا در اتاق کوچکی قرار دادند با در بسته و همه تلاش‌شان این بود که نادیدهام بگیرند. اما من همه تلاشم را می‌کردم که خودم را اثبات کنم. هرچند برای من این آغاز راهی دراز بود.

هنوز به دانشگاه نرفته و آرزوی دیرینهام را که ادامهی تحصیل بود، به انجام نرسانده بودم. به علت حجم بالای کار در اداره و شرکت در نمایشگاه‌های بین‌المللی مانند دموتکس آلمان و… هر روز بیشتر از دیروز حس می‌کردم که باید دانش آکادمیک داشته باشم‌. بنابراین در آزمون کنکور شرکت کردم و فوق دیپلم حسابداری را در چهار ترم گرفتم.

خانم اصغری 002

رکود، آغاز درخشش ستاره زهره

سال 78 بازار فرش با رکود مواجه شد‌. به مرور‌زمان و با بدتر شدن اوضاع فرش، وضعیت بافنده‌ها رو به وخامت گذاشت‌. 4800 بافنده داشتیم که 80 درصدشان زنان روستایی بودند‌. از آنجایی که بیرجند شهری کویری بود و منابع آبی کمی داشت، از یک سو دامداری در حال از بین رفتن بود و به همین دلیل اوضاع فرش هم هر روز بدتر می‌شد‌. کشاورزی هم که نابود شده بود‌. اوضاع نابسامانی آمده بود‌.

در همین زمان، که حسابدار شرکتی بزرگ با رسته‌های مختلفی چون ریسندگی و بافندگی و رنگرزی و 60 نیروی کار بود، برای گرفتن وام به بانک مراجعه کردم‌. حالا دیگر همه شهر مرا می‌شناختند. اما با حیرت دیدم که رییس بانک می‌گوید، به‌عنوان یک زن برای گرفتن وام باید معرف داشته باشی‌.

اگر وضعیت برای من با این سابقه و کاری که داشتم، چنین بود، پس برای زنان خانه دار و یا بافندگان فرش و دیگر مشاغل روستایی چگونه بود؟!  با همین برخورد تصمیم گرفتم صندوق قرض‌الحسنه‌ای را در شرکت تاسیس کنم و تا آنجا کار را گسترش دادیم، که در سال 78 بافندگان می توانستند تا 200هزار تومان وام بگیرند، که آن زمان خیلی پول ارزشمندی بود‌.

اما دغدغه‌ی دیگری که با دیدن وضعیت معیشت قالی‌بافان که اکثرا هم زن بودند، برایم به وجود آمده بود، بیمه قالی‌بافان بود. به همین دلیل توماری پارچه‌ای با درخواست تصویب بیمه‌ی قالی‌بافان، به امضای 5هزار نفر جمع‌آوری کرده و به مجلس فرستادیم، که با پیگیری‌های مستمر در سال 78 بیمه قالی‌بافان مصوب شد‌. پایلوتش را هم در تامین اجتماعی استان شروع کردیم و به مرور زمان بیمه خدمات درمانی این افراد را هم درست کردیم.

811732694_49487

کاری نو،  تعاونی اعتبار آزاد زنان

فرماندار بیرجند وقتی می‌بیند صندوق وام کوچک‌مان تا چه اندازه در زندگی قالی‌بافان اثر مثبت داشته و گره‌ای هرچند کوچک از مشکلات آنها را باز می‌کند، از من و دوستانم خواست که برای تمام بانوان بیرجند چنین صندوقی راه‌اندازی کنیم‌. با بررسی‌هایی که انجام دادم، متوجه شدم با این که تعاونی‌های اعتبار از سال 78 فعال شده‌اند، ولی تعاونی اعتباری که ویژه زنان باشد، نداریم‌. پس کمر همت بستیم که کار را آغاز کنیم.

S10 tarikhche 2 S5

سهم هر بانو ده هزار تومان

هر چند در آن زمان و در آن شهر کوچک همه مرا را می‌شناختند، اما باز هم کار سخت پیش می‌رفت. با 10میلیون تومان سرمایه، که از 10هزار تومان‌ها و 20هزار تومان‌های بانوان بیرجندی جمع شده بود، کار را در محل فرمانداری شروع کردیم‌. اما پس از مدتی از فرمانداری بیرون آمده و کار را به‌صورت مستقل در مکانی که با 20هزار تومان اجاره کرده‌بودیم، ادامه دادیم‌. هنوز برنامه منسجمی نداشتیم، اما چشم‌اندازی را برای خودمان ترسیم کردیم، که بانک زنان ایران را تاسیس کنیم. به خاطر نداشتن تجربه، بیشتر با آزمون و خطا پیش می‌رفتیم.

در ابتدای راه نیز زنان سرپرست خانوار و فارغ‌التحصیلان دانشگاه‌ها را به عنوان گروه‌های هدف گزینش کرده و سپس توانمندی‌ها و پتانسیل این بانوان را شناسایی کردیم.

خانم‌ها استقبال کرده بودند و ما تسهیلاتی برای راه‌اندازی کسب وکارهای کوچک‌شان به آنها می‌دادیم.‌ اگر خانمی وارد کار می‌شد و هنری هم نداشت، به او مشاوره کارآفرینی و سپس آموزش مهارت‌ها و در نهایت تسهیلات‌ لازم را می‌دادیم. با دادن تسهیلات به بسیاری از بانوان، در راه‌اندازی کارشان یاری‌ کردیم، که برخی از آنان به کارآفرین برتر ملی تبدیل شدند‌. حتی تسهیلات میلیاردتومانی به این افراد ‌دادیم‌. از کارآفرینان جوان حمایت کردیم‌. اعضا ضامن همدیگر می‌شدند، تا هر چه سریع‌تر کارشان راه بیفتد‌. همچنین از مخترعان ایرانی حمایت می‌کردیم‌.

کار آرام‌آرام پیش می‌رفت و روند روبه رشدی داشت‌. تا اینکه اداره تعاون یک نفر بازنشسته بانکی را به ما معرفی کرد، که مشاور ما باشد. اما مشکلات نیز همراه با این فرد به سراغ ما آمد‌.

این آقا با قراردادی در سال 81 سرپرستی شعبه‌های شش‌گانه ما را بر عهده گرفت‌. او نخستین روز با پیکان جوانانی به سر کار آمد، که با آن مسافرکشی می‌کرد‌. کم‌کم به ما و بازرس اجازه ورود به شعبه‌ها را ندادند و این آقا پیکانش را به بنز تبدیل کرد‌. این مسایل در حالی بود که من نیاز داشتم برای اعضا تسهیلات را افزایش دهم، اما اجازه نمی‌دادند که ما از ساز و کارها سر در بیاوریم‌، بنابراین مشکلات شروع شد.

در سال 84 و با اوج گرفتن مشکلات و افزایش روزمره تورم، نقدینگی ما بسیار کم شده و معلوم بود که یک جای کار می‌لنگد‌، بنابراین به دنبال منتفی کردن قرارداد آقای مشاور رفتیم‌. با بررسی‌هایی که انجام دادیم، متوجه شدیم که وی بدهی‌های زیادی ایجاد کرده است‌. بنابراین تصمیم گرفتم که امور را خود در دست بگیرم‌. در آن زمان شش شعبه با 45 نیرو و 11هزار سپرده‌گذار داشتیم، که با شنیدن این وضعیت نابسامان، بدگمان شده بودند‌. حتی من به اسیدپاشی تهدید شدم و مشکلات خانوادگی بسیاری برایم ایجاد شد.

آنقدر درگیر کار و برطرف کردن مشکلات بودم، که با وجود آن که همیشه و در هر شرایطی خانواده‌ام برایم اولویت نخست را داشت، ساعت هشت شب به مراسم عروسی پسرم رسیدم.

image-9a1dd9d692a81dac7fdb1151af1b88ba76a390420edc5300a4116564008dbe4a-V

آوار اقتصاد نابسامان

در حالی که داشتیم برای نجات شرکت تلاش می‌کردم و امیدوار به از میان بردن مشکلات بودیم، آوار اقتصاد در حال ویرانی بر سر ما نیز خراب شد.

نسخه‌های مرگ‌بار اقتصادی، که صاعقه‌وار و به یک باره بر پیکره اقتصاد کشور وارد می‌شدند، دامان ما را نیز گرفت‌. یکی از این مرگبارترین برنامه‌های بی‌برنامه، که در سال 89 مطرح شد، برنامه بانک مرکزی برای ساماندهی تعاونی‌های اعتبار آزاد بود‌.

و هنوز هم که هنوز است سوالی دارم که هیچ‌کس پاسخگویش نیست‌. آیا با این نسخه مشکلات بانکی ایران حل شد؟

در این طرح سره از ناسره جدا نشد‌. کارها ملاک قرار نگرفت و بنابراین همه تعاونی‌های اعتبار آزاد را از صفحه اقتصاد ایران با ادعای عنوان ساماندهی حذف کردند تا برای سیستم بانکی چاره‌اندیشی کنند!

image-4c69285c96a76032e13ea9fb21163acd85bb384c2a77ba7f8667437c47d219fb-V

نهالی که خشکیده شد

همیشه می‌شنیدیم و می‌شنویم که برای کارآفرینی و کسب و کار بانوان ایرانی دشواری‌ها و سدهای زیادی وجود دارد. اما من در ذرازای زندگی خود، با رگ و پی و گوشت و استخوانم این دردها را لمس کرده‌ام‌. به ویژه در تمامی این 13 سالی که نقش رهبری شرکت اسماء را داشتم و به نوعی هدف تیر مشکلات بودم‌.

افسوس که هیچ یک از مقام‌های درگیر توجه نکردند، بانوانی تلاش‌گر در شهرستانی کوچک، با سرمایه‌ی خودشان تعاونی اعتباری را تاسیس کرده بودند، که ویژه‌ی زنان بود‌ و 13سال برای به بار نشستنش تلاش کردند، اما آنها در عرض یک ساعت در موسسه‌ای در شرف تاسیس ادغامش کردند.

در حالی که (اسماء) حاصل زایش فکری من بود نه پشتوانه‌های قوی مالی‌. این ادغام براساس سیاست‌های بانک مرکزی در دولت گذشته انجام شد، که معتقد بودند برای ساماندهی تعاونی‌های اعتبار آزاد، باید آنها را منحل و در موسسه‌های مالی ادغام کرد‌. در حالی که در این تعاونی، افزون بر جمع‌آوری سرمایه‌های کوچک به منظور کمک‌هایی بزرگ، برای 120 نفر نیز ایجاد اشتغال کرده بودیم‌. سرمایه‌های خرد مردمی را از بانوان شهرستانی کوچک، که مردان خانواده اصلا باوری به فعالیت اقتصادی‌شان نداشتند جوع کرده و آنها را به سرمایه‌گذارهای تعاونی تبدیل کرده بودیم‌. زنانی نه اعتبار داشتند و نه اعتماد‌. همسران این زنان به آنها می‌گفتند مگر زنان می‌توانند کار پولی و مالی انجام دهند؟! ولی ما این کار را انجام داده بودیم، که همه یک شبه بر باد رفت.

image-be8c19106d4bb6f451329abb1fd7247abf3e7877d7b7a8e9a95af7d83825fc02-V

آغاز راهی دیگر

کار من با پایان کار شرکت تعاونی اسماء تمام نشد و آغاز پیگیری‌های مداوم است. مدام در حال نامه‌نگاری با بانک مرکزی هستم که بازخورد این ادغام را بپذیرند‌. بانک مرکزی هم این موسسه جدید را ملزم به پاسخگویی به سپرده‌گذاران کرده،‌ اما این موسسه مالی از لحظه اول ما را پشت درهای بسته قرار داد‌ه، در حالی که تعداد شعبه‌های ما در خراسان و تهران به 14رسیده  و همان‌گونه که پیش از این گفتم، 120نفر نیروی کار داشتیم و 45هزار سپرده‌گذار که به حق نگران پول‌شان هستند. این موسسه باید به ما توضیح دهد از تسهیلات داده شده چقدر وصول شده و جواب چه تعداد سپرده‌گذار را داده‌اند‌. بچه‌های ما را از کار اخراج کردند و بعد از 25 سال مدیریت و 13سال کارآفرینی، برنامه‌های اشتباه اقتصادی و تصمیم‌های یک روزه‌ی غیرکارشناسی،‌ به این روز افتادیم.

اما با وجود تمامی مشکلات، چون مدیریت بحران، تامین منابع مالی، مدیریت رفتاری سایر اعضا و همه این مسایل متوجه من بود و همواره رهبری مجموعه را برعده داشته‌ام، نمی‌توانستم و اجازه نداشتم زیر بار مشکلات کمر خم کنم. چون همه چشم امیدشان به من بود‌. به همین دلیل، به جای غصه خوردن و افسرده شدن، به راه‌حل فکر کرده و برای برون رفت از مشکلات چاره‌جویی می‌کنم.

الان نیز همه امیدمان به دولت تدبیر و امید است‌. پیشنهادهایی نیز برای رفع این مشکلات به مسوولان داده‌ایم، که یا موسسه را به ما برگردانند، یا اجازه دهند که تعاونی اعتبار آزاد را به موسسه اعتباری تبدیل کنیم و  یا مجوز تاسیس بانک قرض الحسنه زنان ایران را به ما بدهند.

image-5721d14f675a6e03c5af3707d8ef7d19753c69fc3ce1d9c22fcc562107cd3156-V image-597ed144ef806b8e5662b7f556570460e00f1fe856c9b657e29093d7c968226b-V

دلگرمی همراهی همسر

یادآوری این مسایل برایم سخت آزاردهنده است‌. درست مانند کسی که بعد از سال‌ها بزرگ کردن کودکی، یک روز صبح زود به او بگویند این بچه مال تو نیست. اما آن‌چه مایه‌ی دلگرمی‌ام می‌شود، این است که هم اینک همسرم مرا باور دارد، یاورم شده و در کنارم ایستاده است. او حتی راضی شده که دور از خانواده باشم و کارها را در تهران پی‌گیری و نهایی کنم. خودش نیز پی‌گیری کارهای بیرجند را بر عهده گرفته است. حتما برای شما خواننده عزیز هم این سوال پیش آمده که این زن در آن شرایط بحرانی چگونه اوضاع را مدیریت کرده‌. وقتی همه نگاه‌ها به اوست و همه انتظار دارند که به‌عنوان لیدر مجموعه فضا را مدیریت کند‌.

811734584_56843 811734327_56243

زندگی ادامه دارد

هر چقدر هم که مشکلات بزرگ و طاقت‌فرسا باشند، زندگی جریان دارد و هیچگاه منتظر نمی‌ماند. من نیز همیشه سعی کردم مدیریت زمان را داشته باشم‌. به کارهایم می‌رسم، با دوستانم پیاده روی  می‌کنم، سریال‌های عامیانه و پیش پا افتاده هم می‌بینم‌. شنا می‌کنم و دوره ریکی یوگا را طی کرده‌ام، که به آرامش درون من خیلی کمک کرده است‌. در بیرجند هم بازی با نوه‌ام و کشیدن نقاشی برای او از سرگرمی‌های من است‌. با توجه به این که عضو انجمن زنان کارآفرین هستم، سعی می‌کنم حضور در فعالیت‌ها و برنامه‌های انجمن را از دست ندهم. از جمله سفر به کشورهای مختلف برای این که بتوانیم بانوان ایرانی را بهتر به جهان معرفی کنیم.

811732281_50093 811732183_49000 811731850_49948

داستان سفر به آمریکا به همراه بانوان کارآفرین

چندی پیش و در جریان سفر تعدادی از اعضای موسسه وورد لرنینگ امریکا، که در سال 1393 به اتاق بازرگانی ایران امده بودند، از میان 130 رزومه ای که از جانب زنان بازرگان و کارآفرین ایران به آنان ارایه شد، 15 نفر توسط آن موسسه امریکایی تایید و 10 نفر از این بانوان در اول اردیبهشت ماه 1394 عازم امریکا شدند، که من نیز عضو این هیات بودم.

هدف از این دعوت، آشنایی فرهنگی  و اجتماعی بانوان ایران از امریکاییان و شرکت در کارگاههای اموزشی وسمینارها و بازدید از مراکز کارآفرینی زنان و دختران و موسسه‌های اموزشی مشورتی همانند کافمن و دانشگاههایی مثل جورج تواین و دانشکده کارآفرینی آن در واشنگتن دی سی و دانشگاه هاروارد و بنتلی در بوستون ماساچوست بود.

این هیات به مدت 21 روز بازدید رسمی و فشرده در شهرهای واشنگتن دی سی و سانفرانسیکو و کانزاس سیتی و بوستون داشتند. همچنین در سمینار زنان ایرانی مقیم امریکا در سانفراسیسکو شرکت و از نزدیک با زنان فعال و ثروتمند ایرانی مقیم امریکا، از جمله خانم انوشه انصاری، تنها فضانورد زن ایرانی امریکایی دیدار داشتند.

811718090_69703 811717264_69309 811717254_69003 811717054_68931 811715190_75742 811715091_75513

گزارش سفر بانوان کارآفرین ایرانی به آمریکا از زبان آفتاب یزد

آفتاب یزد- گروه اقتصادی: شنیده ها هولناک است « تصوری که غربی ها از زنان ایرانی دارند، تاسف برانگیز است.آنان فکر می کردند زنان ایرانی نه در اقتصاد فعالند، نه شناسنامه دارند، نه کار اقتصادی می کنند.»

خبری که شاید در میان اتفاقات «مهمتر» این روزها مفقود شد، « اعزام اولین هیئت بانوان بازرگان و هنرمند» به کشور آمریکا بود. هیئتی از فعالین اقتصادی که به گفته اعضای آن، هیئتی صرفا اقتصادی نبود، بلکه به گفته فریال مستوفی، یکی از زنان کارآفرین و از اعضای هیئت « مهمترین دلیل این سفر ایجاد شرایطی برای دوستی و ارتباطات آتی است. به هر روی در این هیئت خانم‌های کارآفرین و هنرمندی نیز حضور دارند و می‌توانند امکانات موجود در امریکا را ببینند و مورد بررسی قرار دهند. از سوی دیگر حضور این هیئت نشان می‌دهد که خانم‌ها در ایران از چه موقعیت‌هایی برای کار برخوردار هستند؛ موقعیت‌هایی که شاید به دلیل تبلیغات منفی علیه ایران، بسیاری از آن خبر نداشته باشند.» گرچه به گفته یکی از اعضای هیئت اعزامی« بی سر و صدا یا با سر و صدا بودنش برایمان مهم نبود، مهم دستاوردی است که به زودی گزارش اش منتشر خواهد شد. چون یک سری از زنان عازم، درگیر بیزینش و کسب و کار خودشان بودند، دیرتر رسیدند و به همین دلیل شاید مدتی تهیه گزارش وقت ببرد.»

811711101_90138 811710931_93713 811710728_93926 810619909_3308

21 روز سفر فشرده

موسسه لرنینگ آمریکا، هر از چند گاهی از کشورهای مختلف دعوت به عمل می آورد. این بار و در تصمیمی شاید حساب شده، این موسسه آمریکایی با اتاق بازگانی ایران تماس می گیرد و قرار بر این می شود تیم 15 نفره ای از زنان تاجر ایرانی و چند هنرمند، برای برقراری ارتباطی بهتر به آمریکا سفر کنند، تا هم چهره ایران را به جهان معرفی کنند و هم بررسی کنند در کدام زمینه می‌توان همکاری داشت. کار موسسه لرنینگ، هماهنگ کردن ملاقات ها و دیدارهای ملت ها و فعالان اجتماعی، اقتصادی و… در سطح جهان با همدیگر است. در جریان این سفر هم 100 نفری از کشورهای مختلف و کسانیکه بعضا فعال اقتصادی و اجتماعی بودند، در این ملاقات ها با یکدیگر دیدار داشتند. البته در سال های گذشته جمعا حدود 400 نفر از شاعران و پزشکان و غیره هم دعوت می شدند. بر طبق اخباری که به خبرنگار آفتاب یزد رسیده است، موسسه لرنینگ این بار تصمیم گرفت از زنان فعال ایران در زمینه تجارت و بازرگانی و چند هنرمند، دعوت به عمل آورد. حدود 130 رزومه به موسسه فرستاده شد، رزومه هایی که به گفته اعضای تیم، همه به زبان انگلیسی تهیه شد واین هم جزو مواردی بود که باعث تعجب دیگر کشورهای شرکت کننده شد. موسسه لرنینگ، هر سال از کشور های مختلف جهت ملاقات با یکدیگر دعوت می کند، اما این بار درست بعد از توافقات هسته ای، این شانس بزرگ را در اختیار زنان بازرگان ایرانی قرار می دهد. سفر رسمی اعضا، حدود 21 روز طول کشید و در جریان آن، در رابطه با کسب و کارهای کوچک وکسب و کارهای زنان ملاقات هایی صورت گرفت و همایش هایی برگزار شد. با چند دانشگاه خصوصی و موسسه فرهنگی برنامه مشترک برگزار شد و همه اینها به خوبی باعث شد تا کشورها با مسائل اجتماعی و فرهنگی یکدیگربه خوبی آشنا شوند اما شاید مهمترین دانشگاهی که میزبان زنان بود، دانشگاه هاروارد بود« این دانشگاه از ابتدای ورودمان و حتی پیش از آن، خیلی اصرار داشت با ما با آنها ملاقات کنیم. شیوه آموزش دانشگاه هاروارد بسیار جالب است.» چند همایش دیگر هم در دانشگاه های مختلف در زمینه کسب و کار زنان، برگزار شد.

در مورد دستاوردهای این سفر، نمی توان چیز زیادی پیدا کرد. به گفته یکی از اعضای تیم 15 نفره، به زودی گزارشی از این سفر منتشر خواهد شد، اما شاید حواشی آن هم به اندازه گزارش جالب باشد. به گفته خانم مستوفی، ملاقاتها بیشتر در حوزه زنان بود. مستوفی در این خصوص که به زودی اتاق ایران و آمریکا راه اندازی می شود، گفت:« در این باره جلسه ای داشتیم که خیلی عالی بود خیلی تحت تاثیر قرار گرفته بودند و صحبت های بسیار خوبی مطرح شد و ما آنها را تشویق کردیم که به ایران بیایند آنها هم خیلی علاقه مند بودند که به ایران بیایند و فعالیت های مشترکی با اتاق ایران داشته باشند و مذاکرات مستقیمی با اتاق ایران انجام دهند و قرار شد که بعد از پایان زمان مذاکرات هسته ای ایران و 1+5 زمینه های این سفر فراهم شود. آنها علاقه بسیار زیادی داشتند تا ارتباط برای شکل گیری اتاق مشترک ایران و آمریکا برقرار شود. با معاون اتاق آمریکا هم دیدار داشتیم.»

810612096_5856 810612017_5616 121 91 74 20

آنها فکر می کنند زنان ایرانی اصلا فعالیتی ندارد

اما بعد از مسافرت، فریال مستوفی حرف عجیبی زد« آنجا موقعی که با دوستان آمریکایی صحبت می کردم و خودم را به عنوان یک زنی که در حوزه معدن فعالیت دارم معرفی می کردم حقیقتا جا می خوردند و چهره شان عوض می شد و تعجب می کردند و می گفتند مگر می شود یک خانمی در ایران در این فعالیت ها حضور داشته باشد آنها فکر می کردند که زنان در ایران با رو بنده هستند و اصلا اجازه بیرون رفتن از خانه را ندارند و تصویر کاملا اشتباهی داشتند؛ وقتی متوجه می شدند که خانمی مثل من در ایران در کار معدن است و پروژه های صنعتی برای آنها خیلی جالب بود مثلا ما جلسه ای با شهرداری سانفرانسیسکو داشتیم ( شهرداری سانفرانسیسکو آنجا مسئول پروژه های زیربنایی شهر است) می گفت ما در سالجاری در حدود 8 میلیارد دلار پروژه زیر بنایی در شهر داریم و وقتی من به او گفتم که شرکت ما در حدود 3 میلیارد دلار پروژه دارد اصلا باورش نمی شد و شوکه شده بود.»

تصوری که کشورهای دیگر از زنان ایران دارند، زمین تا آسمان با تصوری که ما از «زنان فعال ایرانی در حوزه اقتصاد » داریم، فرق دارد. اینرا می توان از صحبت با اعضای تیم اعزامی به آمریکا فهمید. اخباری که در این زمینه به « آفتاب یزد» رسیده است، این حرف را تائید می کند. طبق این گفته ها و حرف ها« آنها فکرمی کردند زن ایرانی اصلا فعالیتی ندارد. یا مثلا بستر اصلا آماده نیست که اینها وارد عرصه اقتصادی بشوند اما در جریان این سفر و ملاقات هایی که داشتیم، واقعا در بعضی زمینه ها از آنها جلوتر بودیم و در عرصه اقتصادی واقعا حرفی برای گفتن داشتیم.»

811710469_93097 811022271_16451 810620461_3282

اما چرا آنها از زنان ایرانی، این تصور را دارند؟

اینکه آمریکایی ها « به وجد آمده اند»، هم دردناک است و هم خوشحال کننده. چرا زنان ایرانی، به خصوص تاجران فعال، تا این اندازه محجور شدند، سوالی است که مستوفی به خوبی به آن پاسخ می دهد:« بحثی که وجود دارد این است که نسل جدیدی که در آمریکا شکل گرفته در این سال های قطع روابط ایران و آمریکا، شناختی از ایران ندارند و افرادی که دردهه های گذشته هم بوده اند از کار کنار رفته اند و همه چیز تغییر کرده است و فاصله دارند با ایران و به همین دلیل لازم است که یک شناخت دو طرفه به وجود بیاید. البته من در تمام مجالسی که آنجا می رفتیم و دیدارهایی که داشتیم دائم ذکر می کردم که ما از طرف دولتمان هیچ مشکلی برای اینکه معامله ای با آمریکا داشته باشیم، نداریم و نداشته ایم بلکه دولت آمریکا است که اجازه نداده است معامله ای صورت بگیرد. البته در کل من در جایگاهی نیستم که درباره روابط ایران و آمریکا صحبت کنم و همه چیز در این رابطه بسته به مذاکرات بین دولت مردان ما و آنها دارد.» این طور که یکی دیگر از اعضای هیئت به خبرنگار «آفتاب یزد» گفته است:« اصلا قضیه از این قرار بود که موسسه لرنینگ اینبار تصمیم گرفته بود از یکسری خانم بازرگان دعوت به عمل آورد. حدود 130 رزومه از زنان فعال در عرصه اقتصاد و فرهنگ، فرستاده شد. هر سال از سراسر جهان همین کار را می کنند. تا به حال حدود 400 نفر از ایران به این سفر رفتند، اعم از شاعران و پزشکان و …، اما اینکه از زنان فعال در عرصه بازرگانی دعوت شد، شانس بزرگی بود که در اختیار ما قرار دادند. شانس ما این بود که بعد از قرائت توافق سیاسی رفتیم، آنهم در قالب یک عده خانم بازرگان اما آنها توقع داشتند تصویری دیگر اززن ایرانی ببینند، تصویری که از کشورهای عربی دیده می شود، ما وقتی در جلسات شرکت می کردیم برایشان خیلی عجیب بود. فکر می کردند باید با پوششی خاص وارد شویم، فکر می کردند زن ایرانی شناسنامه ندارد، حتی انگلیسی نوشتن و حرف زدنمان هم برایشان عجیب بود. رزومه هایمان به زبان انگلیسی برایشان تعجب برانگیز بود.»

810613822_6052 810613816_5884

زنان ایرانی نیاز به دیده شدن دارند

اما آنطور که به نظر می رسد، محدودیت زنان ایرانی در ایجاد این چهره ها، بسیار موثر است. هیئت اعزامی به آمریکا اما در مورد زنان غربی هم حرف دیگری می زنند:« به هر حال آنجا یک کشور توسعه یافته است اما این تصور که زنان در آنجا آزادند، تصور غلطی است، حتی در زمینه اقتصادی. آنها هم تنها چند دهه است که فعال شده اند. به جرات می توانم بگویم زنان ایرانی در این زمینه از آنها برتر بودند. من به عینه دیدم که زنان ایرانی خیلی جلوتر از بقیه بودند، اما نیاز به دیده شدن دارند.»

حالا شاید این سفر، موقعیت بسیار خوبی در اختیار زنان تاجر ایرانی، قرار داده باشد. این گفته ای است که اعضای تیم آنرا تایید می کنند.« سفرمان به آمریکا، صد در صد تاثیرگذار بود. اینطور که به نظر می رسد، سفرهایمان به آمریکا ادامه خواهد داشت و مجدد دعوت خواهیم شد.»

 126 122 

سخن پایانی

تعاونی‌های اعتبار در سال جهانی تعاون مورد غضب بانک مرکزی ایران قرارگرفتند. برای این‌که بانک‌ها صدمه نبینند، به بهانه‌ی ساماندهی، انها را به قتلگاه بردند و کاملا از اقتصاد مردمی ایران محوشان کردند. در حالی که هنوز پس از چهار سال نتوانسته‌اند مشکلات بانک‌ها را چاره اندیشی کنند.

حال آن که تعاونی‌های اعتبار در نیویورک و بانکوک دارای شورای جهانی و کنگره چهانی تعاونی‌های اعتبار هستند و در بسیاری از کشورها این تشکل های مردمی توانسته اند منابع مالی و پولی سرگردان جامعه را تجمیع و به تولید و صنعت و کشاورزی و افزایش درامد سرانه کشورها کمک بسزایی کنند.

هم اینک مشکل من 5 میلیارد تومان مالیات ارزش افزوده و 60 میلیون تومان مالیات‌های تکلیقی و حقوقی سنوات 89 است، که به مجموعه‌ی در حال تصفیه تعلق گرفته ومتاسفانه نه ممیزین مالیاتی و نه مسوولان این امر هیچ توجهی به ارسال به موقع اظهارنامه مالیاتی که توسط حسابرس رسمی ومالیاتی مجموعه در ان سال‌ها تکمیل شده و تراز منفی ما نکرده اند.

از دولت پاکدستی، که معاونان و مشاورانش یکی پس از دیگری توسط قوه قضاییه به جرم فسادهای مالی بازداشت و به زندان فرستاده می‌شوند، کسری بودجه خود را با حذف اقتصاد مردمی، به نام تعاونی‌های اعتبار که سهم 25 درصدی در اقتصاد ایران را داشتند،چه توقعی باید داشت. اما از این دولت تدبیر و امید هم گله مندم که به هیچ یک از مکاتبات‌مان و شکایت‌های ما زنان کارافرین خطه‌ی محروم خراسان جنوبی توجه و رسیدگی نمی‌کنند.

چاره را در کجا باید بررسی و پیدا کنم. نه بانک مرکزی تبعات کارهای خلاف قانون انجام شده‌اش را می‌پذیرد و نه وزارت تعاون و کار و بیشتر ما مدیران و روسای هیات های مدیره این تعاونی‌ها، درگیر دادگاهها یا موسسه‌های درشرف تاسیسی هستیم که بعداز 4سال هنوز غیرمجازند وماهیت حقوقی مشخصی طبق قانون تجارت ندارند. با این حال، تعاونی‌ها را در سال‌های گذشته به اجبار و یک ساعته در آنها ادغام کردند.

دغدغه‌ی دیگرم، حق و حقوق اعضای این نوع تعاونی‌های در حال تصفیه است، که نه موسسه‌های عامل جوابگوی اعضا هستند و نه هیات‌های تصفیه بدون منابع پولی که در دست دیگران است، می‌توانند جواب اعضا وسهامداران را بدهند.

 

 

 

آشنایی با تعاوني اعتباري اسماء

تاريخچه :

تعاونی اعتبار اسماء به عنوان اولين تعاوني اعتبار زنان كشور در سال 1379 با هدف كارآفريني و توسعه اشتغال خانگي ارائه خدمات مالی و اعتباری به 103 نفر عضو آغاز نمود. پس از توفيق در راه‌اندازي فعالیت‌های اولیه و استقبال گسترده عموم هموطنان، هم اكنون، با بیش از 15 شعبه و حدود 100 نفر پرسنل  صفي و ستادي در شهر تهران و استان خراسان جنوبی با برخورداري از تجربيات گرانسنگ متخصصین بانکی و قابليت‌هاي سیستم‌ نوين بانکداری خدمت رساني مي‌شود. افتخار مجموعه اسماء خدمت رساني به انواع بخش‌هاي توليدي صنعتي و كشاورزي، خدماتي و بازرگاني درقالب كليه عقود اسلامي وفق مفاد اساسنامه و ضوابط تعاوني‌هاي اعتبار است.

از جمله نقاط قوت تعاونی وجود نرم افزارهای نوین بانکی، پرسنل آموزش دیده و فعال، آئین نامه‌های اجرائی حرفه‌ای و کارآمد، چارت سازمانی، استراتژی مدون، موقعیت‌يابي مناسب شعب و تملك اغلب شعب نسبت به رقبا  می‌باشد .

این تعاونی اولین تعاونی اعتبار استان خراسان جنوبی بوده و نیز از حیث ارائه تسهیلات و خدمات مالی در مدت زمانی کوتاه نسبت به رقبا در رتبه اول قراردارد.

افتخارات  تعاوني اعتباري اسماء و اعضاي هيئت مديره

“كارآفرين برتر ملي و كسب رتبه اول كارآفرينان برتر كشور در گروه خدمات”، به انتخاب وزارت كار و امور و اجتماعي، 1388

“كارآفرين برتر استان خراسان جنوبي”،  به انتخاب سازمان كار و امور اجتماعي استان و دانشگاه بيرجند

رتبه اول “تعاوني كارآفرين در حال رشد استان خراسان جنوبي” در بخش خدمات، در زمينه كسب و كار‌هاي تعاوني، “جشنواره كارآفرينان برتر امير كبير”

 

اهداف :

اهداف تعاونی اعتبار اسماء  نشات گرفته از اصول اعتقادی و باورهای دینی ماست که معتقدیم همکاری و همیاری، پایه و اساس مشارکتهای مردمی و اجتماعی است. همچنانکه توسعه فعاليت‌هاي تعاوني در نظام اقتصادی کشور نيز تاكيد شده است. از اينرو عمده ترین اهداف تعاوني اعتباري اسماء عبارتند از :

         ترويج روحيه استقلال و فرهنگ خودباوري زنان.

         ايجاد زمينه هاي لازم جهت كارآفريني و اشتغال زنان.

         ارائه تسهيلات به زنان جهت فعاليتهاي خود اشتغالي و توسعه پايدار .

         ارائه آموزشهاي فني و حرفه اي به بانوان استان و در اختيار قراردادن منابع مالي لازم جهت گسترش فرهنگ كار بر پايه نياز هاي جامعه.

         جذب وجوه نقد و منابع آزاد در جامعه در قالب سپرده گذاری در انواع حساب‌های پس انداز و سپرده های مدت دار و هدایت  سرمایه های سرگردان در مسیر استفاده در برنامه ریزیهای عمومی و در راستای برنامه های توسعه اقتصادی کشور.

         ترویج فرهنگ بانکداری اسلامی در کشور و ارائه خدمات و تسهیلات مالی واعتباری در چارچوب عقود اسلامی.

         توجه و رعایت مبانی فقهی و ارزش‌های اسلامی در کلیه فعالیت‌های پولی و مالی.

         ترویج و توسعه فرهنگ قرض الحسنه.

         افزایش کارائی و اثر بخشی در کلیه سطوح زمانی به منظور حضور فعال اعضاء تعاونی در بازار پولی ومالی کشور.

         استفاده از فن آوری اطلاعات و بانکداری الکترونیک به منظور ارائه خدمات روز به مشتریان.

         حمایت از فعالان صنعت ،خدمات ،کشاورزی ، بازرگانی و مسکن که  نیاز به سرمایه و کمک مالی دارند.

         ایجاد اشتغال مستقیم وغیر مستقیم درجامعه.

 

منشور اخلاقی تعاونی :

  1. مراجعه مردم به خود را نعمتی بزرگ می دانیم و همواره منتظر و پذیرای مراجعه کنندگان هستیم تا با خدمت به آنان به وظیفه انسانی و الهی خود عمل کرده باشیم.
  2. همواره خود را در جایگاه مراجعه کنندگان قرار می دهیم و با توجه به قوانین و مقررات تعاونی و همفکری با ایشان سعی خواهیم کرد رضایت آنان را تامین کنیم.
  3. همواره با خلق خوش و رعایت عدالت و انصاف با همکاران و مراجعه کنندگان رفتار نموده و از این راه موفقیت خود را تضمین می نماییم.
  4. ما بر آنیم که صداقتمان را با گفتار و کردارمان نمایان کنیم ، باشد که مقبول افتد و در نظر آید.
  5. عنوان نمودن “رضایت مشتری” از جانب ما تنها بیان یک کلام زیبا نيست، بلکه تلاش و تفکر بر آن و پیشی گرفتن از حد انتظارات ، هدف ماست.
  6. براین باوریم، رضایت مشتری تنها زمانی مفهوم خواهد داشت که او در قلب خویش از ارائه خدمات ما راضی و درفکر خویش در پی زمانی دیگر برای دیدار مجدد با ما باشد.
  7. ما بزرگی را در طویل بودن ساختار و پیکره سازمان خویش نمی دانیم بلکه بزرگی را در همراه بودن با کلیه مشتریان خویش می دانیم.
  8. زمان شناسی و حضور به موقع در محل کار را یک اصل می دانیم و تدابیری می اندیشیم که در صورت عدم حضور هر یک از ما، کار مراجعه کنندگان به درستی انجام شود.
  9. به نظم و آراستگی خود ومحیط کار که می تواند موجب افزایش کارایی، عزت نفس، احترام و نشاط گردد اهمیت ویژه‌ای قائلیم.
  10. کار مراجعه کنندگان را با دقت در اسرع وقت و بدون انتظار خاصی انجام می دهیم زیرا این حق آنها وظیفه ماست و همواره اطلاعات و توضیحات لازم و کافی را برای انجام بهتر امور در اختیار مراجعه کنندگان و همکاران قرار خواهیم داد.
  11. نهایت تلاش خود را به کار خواهیم برد تا با بهره گیری از اصول امانت داری از اموال، سپرده‌ها و وجوه مشتریان حفاظت نماییم و با تکیه بر شاخصه بهره‌وری در جهت تحقق اهداف مطلوبتر تعاونی و مشتری گام برداریم.
  12. مراجعین میهمانانی هستند که ما همواره دوست داریم در تمام مراحل زندگی برایشان میزبانی کنیم .

 

فعالیت مالی :

این تعاونی از بدو تأسیس تاکنون دارای 18 هزار سپرده گذار فعال با مانده حساب تسهیلات معادل 237 هزار میلیون ریال در قالب قرض‌الحسنه، جعاله، فروش اقساطی، مضاربه و حساب سپرده کوتاه مدت و بلند مدت معادل 329 هزار میلیون ریال بوده است .

سود حاصل از فعالیت تعاونی عمدتا با رضایت سرمایه گذاران پرداخت نگردیده است، که این خود از نقاط قوت این تعاونی و نشان دهنده انگيزه خدمت رساني سرمایه گذاران می‌باشد .

سرمایه در گردش تعاونی در پایان آذر ماه 1389 معادل 360 هزار میلیون ریال، سرانه منابع شعب معادل 14 هزار میلیون ریال و سرانه منابع پرسنل معادل 2/2 هزار میلیون ریال می‌باشد.