بانو دکتر مه لقاملاح، مادر محیط زیست ایران

بانو دکتر مه لقاملاح، مادر محیط زیست ایران

زنان در نهاد خود ‌آموزگار و پرورنده‌ هستند و به همین دلیل نقش اصلی را در تخریب محیط ریست ایفا می‌کنند

 

ورودی آپارتمان، همانند مادر محیط زیست ایران، زیبا و با یک آبنما که صدای روان بودن آب رودخانه‌ای در دل طبیعت را یادآوری می‌کرد، آراسته شده بود.

در خانه‌ به روی همه باز بود و دوستدارانشان در رفت و آمد بودند. ما را نیز با روی خوش پذیرفتند.

خانه‌ای آراسته و زیبا و سرشار از انرژی مثبت، که چهره‌ی خندان و خوشروی بانو مه‌لقا ملاح، آن را به اوج زیبایی و ملاحت رسانده بود.

بانویی بسیار هوشمند و دانا و توانا، که 99 سالگی را پشت سر گذاشته، ولی همانند یک جوان توانمند، هنوز از نظر جسمی و روحی در بالاترین رویه‌ی توانمندی قرار دارد.

 

 

نخستین سخنش، تمامی سخن بود: زنان در نهاد خود ‌آموزگار و پرورنده‌ هستند و به همین دلیل نقش اصلی را در تخریب محیط ریست ایفا کرده و می‌کنند.

این سخن در وهله‌ی نخست شوک‌آور بود، اما هنگامی که ادامه‌ی سخنان را شنیدیم، به تیزهوشی و زیرکی بانو ملاح آفرین گفتیم.

بانو مه لقا ملاح، که خود سال‌ها در زمینه‌ی حفاظت از محیط زیست فعالیت کرده و به همین دلیل او را (مادر زمین)، (مادر درخت) و (مادر محیط زیست ایران) نام نهاده‌اند، بر این باور است که نقش اساسی زن در حفاظت از طبیعت قابل چشم‌پوشی نیست و این بانوان هستند که به دلیل ‌آموزگار و پرورنده‌ بودن، می‌توانند نقشی چشمگیر در این زمینه داشته باشند.

به باور این بانوی کارآفرین، زنان چون به وجودآورنده و پرورش دهنده‌ی نسل انسان هستند، در فرآیند انجام و به ویژه آموزش‌هایی چون جمع‌آوری زباله در خانه و طبیعت و پایداری و حفظ محیط زیست نقش مهمی دارند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بانو ملاح می‌گوید: بانوان به این دلیل که مخاطب تبلیغات و سرمایه‌داران هستند و خرید خانواده هم مستقیم یا غیرمستقیم به دست آنها انجام می‌شود، اگر بتوانیم در ارتباط با حفاظت از زمین رفتار بانوان را شکل درست دهیم، در واقع از محیط زیست و طبیعت حمایت کرده‌ایم.

اما چون کنجکاو بودیم، از بانو ملاح پرسیدیم که چه شد تا این میزان به حفاظت و نگاهبانی از محیط زیست علاقه‌مند شدند و تبدیل به دغدغه اصلی شان شد.

پاسخ داد: ابتدای شکل‌گیری این دغدغه از سال 1352 بود. در آن سال‌ها ریاست کتابخانه روان شناسی دانشگاه بر عهده‌ی من گذاشته شد و من باید فهرست‌بندی کتاب‌ها را درست می‌کردم. در فهرست کتابهای علمی جدید به کتابی درباره محیط زیست و آلودگی های آن،برخوردم. در این کتاب در باره‌ی چگونگی تخریب محیط زیست در قطب، که به دلیل استخراج گاز توسط آمریکایی‌ها در حال انجام بود، اشاره شده بود. قلم نویسنده کتاب اثر عمیقی بر من گذاشت و مرا را به فکر فرو برد، که این مشکلات ویژه‌ی یک کشور یا گستره‌ی ویژه‌ای نیست و می‌تواند در هر جایی رخ دهد. با خود فکر کردم، راه حل این مشکلات چیست؟ سرانجام، تجربه‌ی سالیان دراز به من آموخت که راه‌حل تنها در خانواده است. زیرا همه‌ی انسان‌ها و به ویژه سیاستمداران و مسوولان دولت‌ها از همین خانواده و دامان مادران پرورش یافته و به این مقام‌ها می‌رسندو پس اگر ایرادی هست، از پایه و بنیان است.

 

 

وی افزود: هنگامی که به این نتیجه رسیدم، دانستم که جز از شیوه‌ی کار گروهی راه دیگری برای حل مشکلات وجود ندارد. پس به فکر راه‌اندازی یک تشکل افتادم و چون بیش از پنجاه سال روی زنان مطالعه داشتم و به دلایلی که برشمردم، به این نتیجه رسیدم که نام تشکل باید (جمعیت زنان مبارزه با آلودگی محیط زیست) باشد. خوشبختانه در مدتی کمتر از دو سال جمعیت تشکیل شد و به ثبت رسید و از سال 74 شروع به کار پیگیر کرده است.

اما بانو ملاح به این موضوع بسنده نکرد و از راه مهدکودک ها و مدارس ابتدایی و آموزش و پرورش، کودکان و نوجوانان را روی سخن ویژه‌ی خود قرار داد. زیرا بر این باور بود که این کودکان در حکم پاس‌دارندگان زمین، روی پدران و مادران هم تاثیر گذاشته و حتی می‌توانند از اثر ویران‌گری آنان کاسته و پیشگیری کنند. ضمن آن که آموزش و توجه ویژه به آموزگاران را نیز از نظر دور نداشته است.

 

 

در پایان بانو ملاح، که همچنان به روز است و هر رویداد و خبری در مورد محیط زیست را دنبال می‌کند، مقاله‌ای به ما نشان داد، که به دیدگاه پروفسور جیمزلاولوکس، یک زیست شناس بین المللی در مورد آینده بشر پرداخته بود. وی در این مقاله هشدار داده، که آینده نسل بشر در معرض خطر جدی است و شرایطی که بشر امروزی برروی کره زمین فراهم آورده، مانند بدنی است که گلبول‌های سفید یعنی سربازان مدافع آن به دشمنان تبدیل شده و کل بدن را عرصه تاخت و تاز خود قرار داده‌اند. در اوضاع و احوال فعلی، که زمین در چنین شرایطی به سر می‌برد، هیچ موجود دیگری شانس زندگی متعادل را ندارد. زیرا جمعیت رو به رشد به همراه تکنولوژی افسار گسیخته و نامناسب او برای متعادل زیست محیطی زمین جایی باقی نگذاشته است.

به گفته‌ی پروفسور لاولوکس، هر چهار روز یک میلیون نفر به جمعیت جهان اضافه می شود و اگر تا بیست سالا دیگر این روند ادامه یابد، این امکان وجود دارد که نسل بشر همانند نسل دایناسورها منقرض شود. چون کره خاکی در شرایط فعلی نمی تواند بیش از یک میلیارد انسان دیگر را در خود جای دهد.

به نظر وی، بشر باید خود را از قید وسایل مزاحمی مانند اتومبیل در مناطق شهری برهاند، تا بتواند سالم‌تر و در تعادل با طبیعت به زیست خود ادامه دهد.

 

 

 

بانو فلاح هنگامی که خواست از نابودی زمین و ویران کردن محیط زیست سخن بگوید، نتوانست از ریزش اشک‌های پاکش بر گونه‌های زیبای بلورینش جلوگیری کند: ما چه کرده‌ایم با این زمین و با این کشور، که انگار دیگر امیدی به بهبودی نیست.

در حالی که دوستدارنش گردش حلقه زده بودند، به ناچار با ایشان بدرود گفتیم و آرزو کردیم این دلسوزترین مادر زمین، سرانجام به آرزوی دیرینه‌اش برای حفظ زمین و محیط زیست، به ویژه در ایران زمین برسد و نتیجه‌ی تلاش‌های چندین دهه‌اش را ببینید.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

***********************************

 

– مه لقا ملاح متولد 1296ه.ش. و از فعالان محیط زیست، فرزند خدیجه افضل وزیری و نوه بی بی خانم استرآبادی است.

مه لقا هنگامی که پدر و مادرش با کاروان برای زیارت به مشهد می رفتند، در بک کاروانسرای عباسی در حوالی شاهرود به نیا آمد. مادرش خدیجه افضل وزیری از زنان پیشگام عصر خود بوده و پدرش نیز به دلیل داشتن منصب دولتی در شهرهای مختلف ساکن می شد و در تمام این شهرها موقعیت تحصیل مه لقا را فراهم می کرد.

 

 

وی پس از تحصیل در رشته فلسفه و علوم اجتماعی در دانشگاه تهران تا مقطع فوق لیسانس، برای ادامه تحصیل پاریس را برگزید و در دانشگاه سوربن فرانسه مدرک دکترای خود را در رشته جامعه شناسی دریافت کرد.

او در فرانسه در کنار تحصیل در رشته جامعه شناسی، دوره کتابداری را نیز در کتابخانه ملی فرانسه گذرانده بود و کمی پس از بازگشتش به ایران به ریاست کتابخانه مؤسسه تحقیقات روانشناسی برگزیده شد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

پس از بازگشت به ایران تا سال 1355 کارمند رسمی کتابخانه دانشگاه تهران بود و سپس کتابخانه موسسه تحقیقات روان شناسی را نیز در همان سال ها راه اندازی کرد.

“حسین ابوالحسنی” همسربانو مه لقاملاح است که به همراه یکدیگر و سایرین “جمعیت مبارزه با آلودگی محیط زیست” را تشکیل دادند.

 

 

– این بانو بیش از ۵۰سال است که فقط کاغذ وروزنامه های باطله اش رابیرون می گذارد و کسی زباله دیگری در مقابل خانه او ندیده است. به جای آب معدنی از آب جوشیده و سرد شده سماور استفاده می‌کند تا مبادا یک بطری پلاستیکی به طبیعت وارد شود. به جای دستمال کاغذی هم از دستمال پارچه‌ای استفاده می‌کند و اصولاً موادی که در بسته‌بندی نایلونی است خریداری نمی‌کند. برای خرید هم معمولاً از کیسه پارچه‌ای دوخته شده استفاده می‌کند. حتی اگر شرایطی پیش آید که کیسه پارچه‌ای همراه نداشته باشد از فروشنده می‌خواهد که چند قلم جنس را در یک کیسه بریزد و بعد هم کیسه را به او برمی‌گرداند. پسماندهایی همچون تفاله چای و پوست میوه و امثال آن را هم در گودالی که درحیاط منزل درست کرده است می‌ریزد تا کود شود و کود را یا پای درختان می‌ریزد یا به دیگران می‌دهد.

مه لقا چه دغدغه هایی دارد؟ بانویی که در روزسوم وهفتم مرگ همسرش درخت می کارد… در سالمرگش صد درخت می کارد… با فرزندانش درخت می کارد…

چراچنین دل به طبیعت می سوزاند وبه اندازه سهراب سپهری درخت را درک می کند وبا بریده شدن هر درخت گریه می کند(نقل به مضمون پرویز کردوانی) به دنبال چیست؟ گویا که ماموریت یافته است در این جهان بی رحم از طبیعت آلوده محافظت و دفاع کند.

 

 

– بانو ملاح زمانی که کارمند رسمی کتابخانه دانشگاه تهران بودبه مطالعه محیط زیست به زبان انگلیسی پرداخت آنان را دسته بندی و برخی را به فارسی ترجمه کرد ایشان سپس با همکاری آقای “تقی ابتکار” به تحقیق و بررسی پیرامون آلودگی هوا به وسیله کارخانه ها و خودروها و سوزاندن بی رویه بنزین پرداختند و در سال 52 یک موسسه محیط زیستی تأسیس کردند که در نهایت به همت خانم جمالی به “دانشکده محیط زیست” فعلی تبدیل شد.

نتیجه این قبیل تحقیقات مطالعه جامع در مورد آلودگی هوای تهران بود:” در حوزه جغرافیایی هم کارهایی کردم تا به این نتیجه رسیدم که تهران در یک چاله قرار گرفته است. از آن طرف در اطراف تهران دو رودخانه بزرگ جاجرود و کرج وجود دارد که آبش را به این چاله کشانده‌اند. در خود چاله تهران ٣٠٠ قنات وجود داشت. اینها همه مشخصات شهر تهران است. بر همین اساس هم هست که باید دلیل آلودگی شهر تهران را پیدا کرد. در واقع در این چاله در قسمت شمالی و جنوبی آن کوه قرار دارد. تنها یک راه می‌ماند که از طرف غرب باد شهریار بیاد. اما متاسفانه تمامی کارخانه‌های آلوده‌ کننده هوای تهران در همین قسمت قرار دارند. از آن طرف کسانی هم که این کارخانه‌ها را به ایران فروخته‌اند، کارخانه‌های مستعمل و آلوده‌کننده هوا را به ایران فروخته‌اند؛ در نتیجه بادی که از شهریار می‌آید نمی‌تواند آلودگی‌ها را از تهران خارج کند و در نتیجه سیکل گردشی این آلودگی در تهران تثبیت شده است. از آن طرف با اقدامات نادرستی همچون تخریب تمامی باغ‌های شمیرانات و ساخت برج این امر تشدید هم شده است. اینها مسایلی بود که ما همان زمان به آنها رسیده بودیم. در واقع در آن سال‌ها من هم به صورت تئوریک و هم به صورت تجربی، در محیط‌زیست ورود پیدا کرده بودم و این موضوع دغدغه اصلی‌ام شده بود” (مصاحبه با ویژه نامه شرق؛ ش1645؛ 21/10/91).

با تحقیق ها و پافشاری های بانو ملاح، کارخانه سیمان که در تهران بود و در آلودگی آن نقش به سزایی داشت، به آبیک قزوین منتقل و همچنین کوره های آجرپزی درتهران نیز موجب آلودگی هوای تهران بود، گازسوز شد.

بنابر تحقیق بانو ملاح درسال 56؛ تهران ظرفیت 5 میلیون جمعیت را هم ندارد درحالی که اینک بالای 12 میلیون جمعیت در این شهر زندگی می کنند. به گفته بانو ملاح سرمایه داران شهر با خودروها و برج هایشان نفس تهران را تنگ کرده اند.

 

***********************************

 

 

– بنیانگذاری و مدیریت جمعیت زنان مبارزه با آلودگی محیط زیست

بانو ملاح پس از مدتی فعالیت درحوزه محیط زیست؛ تحقیق و نگارش کتاب به فکر تشکیل انجمن افتاد، چرا که می خواست با یک کار جمعی و تشکیلاتی و غیردولتی به اهداف بسیاربلندتری دست یازد: “من پس از مدتی فعالیت در حوزه محیط‌ زیست که تحقیق و نگارش کتاب را شامل می‌شد، به این فکر افتادم که باید یک تشکل و انجمن هم برای فعالیت‌های محیط‌ زیستی تشکیل دهم. فکر می‌کردم با یک کار جمعی و تشکیلاتی و در عین‌حال غیردولتی، می‌توان به اهداف بسیار بلند‌تری هم رسید. در نتیجه جمعیت زنان مبارزه با آلودگی محیط ‌زیست را تشکیل دادم. و به این دلیل روی نقش و جایگاه زنان تاکید داشتم که واقعا زنان نقش بسیار کلیدی در مبارزه با آلودگی‌های محیط‌ زیست دارند. این زنان هستند که می‌توانند با آموزش جلوی این وضعیت ناگوار را بگیرند. در اوایل دهه ٧٠ شروع به کار کردیم و در نهایت در سال ٧٤ توانستیم این جمعیت را به ثبت برسانیم. بسیاری از دوستان از دانشکده محیط‌زیست و البته سازمان محیط‌زیست با ما همکاری کردند. در نهایت اساسنامه را هم به وزارت کشور دادیم و این جمعیت در تاریخ ١٠ خرداد سال ٧٤ رسما تاسیس شد”. (ویژه نامه شرق 1645)

 

 

بانو ملاح در باره شاخصه زنان برای نام تشکل “جمعیت زنان مبارزه با آلودگی محیط زیست” چنین توضیح می دهند: “شاید عده‌ای بپرسند چرا اسم این جمعیت را با نام زنان گره زده‌ام. البته باید توضیح بدهم که مردان هم می‌توانند در این جمعیت عضو بشوند و فعالیت کنند اما از نظر من خانم‌ها نقش مهم‌تری در این زمینه دارند. یک زن و یک مادر بهتر می‌تواند آموزش دهد، به فرزندانش ‌آموزش بدهد و به جامعه آموزش دهد. از آن طرف زن مسوول سیر کردن شکم فرزندان و پخت و پز است. در نتیجه مواد خام را می‌گیرد و بعد از آن زباله تولید می‌کند. از آن طرف واقعیت آن است که متاسفانه زنان الان شده‌اند ملعبه دست سرمایه‌داری. این سیستم برای سود بیشتر خود طبیعت را نابود می‌کند. با تبلیغاتش زنان را هدف قرار داده تا بیشتر مصرف کنند و به طبع آن بیشتر زباله تولید کنند. در واقع الان اصلی‌ترین مصرف‌کنندگان را زنان تشکیل می‌دهند. به نوعی سرمایه‌داری، زنان را دچار بیماری مصرف و خرید کرده است. برای همین ما بیشتر می‌خواهیم روی زنان کار کنیم که کمتر زباله تولید کنند. در واقع این به آن معنا نیست که مردان در تشکل ما بی‌مسوولیت باشند بلکه مردان هم در جمعیت ما هستند و سه تن از اعضای هیات امنای ما هم حتی مرد هستند و اعضای مرد بسیاری را در تشکیلاتمان داریم”.

 

 

“جمعیت زنان مبارزه با آلودگی محیط زیست” که اعضای آن با هدف زمین سبز و آسمان آبی همپیمان شده اند برای انجام ماموریت خود 6 کمیته را با هماهنگی هیئت مدیره تشکیل داده است.

کمیته ها عبارتند از: کمیته آموزش، کمیته پژوهش، کمیته روابط عمومی و بین الملل، کمیته انتشارات، کمیته مالی و کمیته شعبه ها.

کمیته آموزش توانسته است 560 معلم و 12-13 هزار نفر را آموزش دهد چراکه بانو مه لقاملاح معتقد است: “باید در ابتدا به کودکان توجه کرد. در واقع باید از همان کودکی به بچه‌ها آموزش داد که کره زمین و محل زندگی‌شان متعلق به خودشان است و باید در حفظ محیط‌ زیست خود کوشا باشند. برای همین ما اولین اهداف خود در انجمن را آموزش کودکان قرار داده‌ایم”. کمیته روابط بین الملل جمعیت نیز فعالانه در سمینارها و نشست های مربوطه شرکت می کند کمیته انتشارات جزوات و مسائل آموزشی از طریق فصلنامه فریاد زمین” منتشر می کند کمیته شعبه ها در یازده استان فعالیت دارد.

به نظر بانو ملاح و سایر اعضای جمعیت، فرهنگسازی تنها راه دفاع از محیط زیست است و باید از کودکی و از همان مهدکودک شروع شود بر همین مبناست که کودکان از سنین پایین باید آموزش ببینند .و جالب آن که این آموزش هم نه آمرانه بلکه مشارکتی می باشد. دکتر ملاح حتی جریمه رابرای حل مشکلات زیست محیطی توصیه می کند.

 

***********************************

 

 

– سبک و الگوی زندگی زیست محیطی

دکتر ملاح تنها به ارائه اندیشه و ساختن نهاد بسنده نکرده، او این همه را خود زیسته است. سبک زندگی این بانو متفاوت است 50 سال است که در درب منزل وی به جز روزنامه و مجله زباله دیگری دیده نشده باشد به راستی چنین چیزی ممکن است؟ او نشان داده است که بله می توان چنین کرد وی این الگو را با بررسی زندگی گذشتگان ارائه می دهد «زماني اطرافمان باغ‌هاي بزرگي بود كه همسايه‌هايمان در آن حيواناتي همچون بز نگهداري مي‌كردند. آن زمان مانده ميوه‌جات و غذاها را به همسايه‌ها مي‌داديم تا به بزهايشان بدهند. با روزنامه‌ها هم پاكت درست مي‌كرديم و مي‌داديم به بقالي سر كوچه. برخي ديگر از زباله‌ها را هم در چاله‌اي كه در باغ درست كرده بوديم مي‌ريختيم تا تبديل به كود شود.”

او به جاي آب معدني از آب جوشيده و سرد شده سماور استفاده مي‌كند تا مبادا يك بطري پلاستيكي به طبيعت وارد شود. به جاي دستمال كاغذي هم از دستمال پارچه‌اي استفاده مي‌كند و اصولاً موادي كه در بسته‌بندي نايلوني است خريداري نمي‌كند. براي خريد هم معمولاً از كيسه پارچه‌اي دوخته شده استفاده مي‌كند اگرشرايطي پيش آيد كه كيسه پارچه‌اي همراه نداشته باشد از فروشنده مي‌خواهد كه چند قلم جنس را در يك كيسه بريزد و بعد هم كيسه را به او برمي‌گرداند. زائداتي همچون تفاله چاي و پوست ميوه و امثال آن را هم در گودالي كه درحياط منزل درست كرده است مي‌ريزد تا كود شود و كود را يا پاي درختان مي‌ريزد يا به ديگران مي‌دهد.

 

 

دکتر ملاح از مقاومت ها و نیز تمسخرهایی که در مسیر چنین الگوی زیستی متحمل شده است می گوید: “هنوز خوب به ياد دارم روزي را كه رفتم با شن كش جوي را پاك‌ كنم كه يك ماشين آخرين مدل آمد و راننده زباله‌اش را از داخل ماشين پرت كرد داخل جوي و فرياد زد كه خانم سوپور اينم بردار. با اين رفتارها زياد روبه‌رو شديم. من حتي با برخي از دوستان تحصيلكرده و خانواده‌ام هم تا مدت‌ها اين مشكل را داشتم. وقتي كنار رودخانه‌اي براي تفريح مي‌رفتيم كيسه زباله را داخل آب مي‌انداختند تا با من شوخي كنند. من هم مي‌دويدم آن را از آب مي‌گرفتم. يا از اتومبيل زباله پرت مي‌كردند به خيابان و من با اصرار مي‌خواستم كه توقف كنند بعد پياده مي‌شدم و زباله‌ها را جمع مي‌كردم. اين مشكلات هنوز هم تاحدي در جامعه هست”. دکتر ملاح اما با صبوری و ثبات قدم این سبک متفاوت از زندگی را در میان خانواده و اطرافیان و نیز بسیاری دیگر از علاقه مندان به محیط زیست جا انداخت.

 

سبک زندگی بانو ملاح به ما نشان می دهد باید برای حفظ محیط زیست عادت های زیستی غلط در این زمینه را به کنار بگذاریم و از ورود زباله پلاستیکی در چرخه طبیعت جلوگیری کنیم “جمعیت زنان مبارزه با آلودگی محیط زیست در غرفه هایش یه جای دستمال کاغذی، دستمال های پارچه ای و به جای کیسه های نایلونی، کیسه های پارچه ای و کاغذی که از روزنامه های باطله تولید شده است ارائه می دهد.

 

***********************************

 

 

در باره ی بی بی خانم استرآبادی:

بی بی خانم استرآبادی در سال 1274 ه. ق. به دنیا آمد. پدر وی محمدباقر خان استر آبادی از بزرگان گرگان و مادرش خدیجه خانم معروف به ملاباجی از ندیمه های شکوه السلطنه یکی از زنان ناصر الدین شاه بود.

خدیجه خانم چنانچه از تخلصش، ملاباجی، پیداست یک ندیمه معمولی که کارش فقط تر و خشک کردن باشد نبوده، بلکه زنی بود باسواد که در آن دوره حتی در دربار شاهان تعدادشان انگشت شمار بود. ملاباجی سوادآموزی کودکان دربار ناصری را بر عهده داشت.

بی بی خانم 22 سالش بود که با موسی خان وزیری از صاحب منصبان قزاق ازدواج کرد و حاصل این ازدواج هفت فرزند بود. بی بی خانم در دوران نوجوانی و جوانی ضمن بهره مند شدن از درس های مادرش، از امتیاز بزرگ رفت و آمد بین بیرون و حرمسرای شاه هم برخوردار بود. او با مشاهده وضعیت زنان، چه در جامعه و چه در فضای بسته حرمسرا، می دید که هر دو گروه محبوس در تاریکخانه تنگ نظری و سودجویی مردسالاران، به گذران مشقت بار عمرشان مشغول بودند.

در چنین فضای سنگین فکری و تسلط مطلق اندیشه های زن ستیز و مردسالارانه بود که بی بی خانم با شهامتی بی نظیر به تنهایی پا به میدان گذاشت و در جواب مقاله «تأدیب النسوان»، مقاله ای را به حالت طنزآلود نوشت که در تاریخ به «معایب الرجال» معروف است.

در سال 1312ه.ق. در تهران مقاله ای بدون امضا و توهین آمیز در باره معایب زنان به نام «تأدیب النسوان» منتشر شد و بی بی خانم در دفاع از زنان و حقوقشان با جسارتی شگفت انگیز مقاله «معایب الرجال» را در سال 1312 ه.ق.، یعنی 11 سال قبل زا امضای فرمان مشروطیت می نویسد.

تأسیس مدرسه دوشیزگان قبل از انقلاب مشروطه به عنوان اولین مدرسه دختران، از مهم ترین ابتکارات بی بی خانم استرآبادی بود که در آن دروسی چون تاریخ، قرائت، آشپزی، مذهب، جغرافیا و علم حساب تدریس می شد.

گشایش مدرسه دوشیزگان، عکس العمل تند و خشنی را به همراه داشت و همین امر باعث شد که مدرسه پس از یک ماه بسته شود.

بعد از یک سال تلاش بی وقفه، بی بی خانم نه نتها موفق به گشایش دوباره مدرسه دوشیزگان شد، بلکه به تدریج مدارس دیگری برای دختران در بسیاری از شهرهای بزرگ ایران دایر کرد و دخترش افضل وزیری که مادر مه لقا ملاح است در این مدارس به تدریس می پرداخت و دکتر مه لقا ملاح از چنین خانواده ای، به جامعه و تارخ ایران تحویل داده شده است.