بانو دکتر زهرا رهایی – مدیرعامل شرکت ناوک شیمی پخش

بانو دکتر زهرا رهایی – مدیرعامل شرکت ناوک شیمی پخش

کارم با روحیه ماجراجوی من که تحمل یکنواختی را ندارد، سازگار است

 

– در اسفند ماه سال 49 متولد شدم . در خانواده ای به لحاظ مالی در سطح متوسط و معتقد به باور های مذهبی و هنجارهای اجتماعی  به دنیا امدم و زندگی کارمندی داشتیم . من فقط یک برادر دارم و همین باعث شد تا بسیار محیط عاطفی را در خانه به دور از تنش تجربه کنم . مادرم معلم بودند وپدرم هم کارمند صنایع دفاع . زندگی بسیار ساده ای داشتیم و من همیشه از این که مادرم دوشادوش پدرم در مدیریت زندگی بسیار فعال بود لذت می بردم .

به دلیل شغل مادرم  از چهار سالگی به کلاس اول رفتم و خواندن ونوشتن را یاد گرفتم . در دوران دبیرستان در مدرسه ارشاد در میدان توحید تحصیل کردم و در رشته ریاضی فیزیک دیپلم گرفتم .

در مدرسه جزو ده نفر دانش اموز برتر بودم، ولی چیزی که خیلی مهم و برجسته به نظر می‌آمد، نظم وانضباطم بود، که هنوز هم در معلمان و دوستانم به خاطر می‌آورند.

در دوران دبیرستان، به دلیل علاقه ای که به فیزیک داشتم، علاقه‌مند بودم در این حوزه و در زمینه‌ی انرژی خورشیدی فعالیت کنم. هرچند رویاهای دوران کودکی‌ام، داشتن یک شهر و اداره آن با  مشارکت مردم ساکن آنجا بود.

 

 

6–  به دلیل این که زودتر از سن معمول خواندن و نوشتن را یاد گرفته بودم، بسیار زود با دنیای واقعی و چالش‌هایش اشنا شدم وهمین نکته باعث شد تا با همسالان خودم ارتباط برقرار نکنم، زیرا اغلب عاقل تر از آنهادیده می‌شدم. به همین دلیل روابط صمیمی و شیطنت هایی که برای دیگران مجاز بود، برای من خط قرمز به شمار می‌آمد، چون همیشه انتظار داشتند معقول رفتار کنم. به همین دلیل ایده‌آل‌های من، به ویژه از جنبه‌ی عملی بودن و قابلیت تحقق داشتن در واقعیت، با همسالانم بسیار تفاوت داشت.

مادرم بسیار در ترسیم آینده ذهنی من نقش داشتند . ایشان نسبت به کار معلمی خود بسیار عاشقانه برخورد می کرد و نسبت به خانواده هم بسیار مسئولیت پذیر وپیشرو بود. به همین دلیل هیچ محدودیت جنسی  برای پیشرفت شغلی و مبارزه با مشکلات در ذهنم ایجاد نشده و جسارتی برای پذیرش ریسک وکسب تجربه در من ایجاد شده بود. این ویژگی در بسیاری از موقعیت ها به کمکم آمده است. همچنین مدیریت هم‌زمان خانواده وکار نکته‌ی دیگری است، که از ایشان یاد گرفتم.

پدرم هم الگویی از یک مرد ایده‌آل ایرانی و همواره همراه مادرم بود، که هیچ گاه مانع فعالیت‌های ایشان نمی‎‌شد وهمین موضوع به من کمک کرد، که بعدها من هم در انتخاب شریک زندگی موفق باشم.

8 – پدر و مادرم در مورد تحصیل و کارهیچ تفاوتی بین دختر وپسر نمی دیدند، به خصوص که هردو معتقد بودند داشتن استقلال اقتصادی برای دختران بسیار مهم است. البته محدودیت‌هایی در زمینه‌ی هنجارهای اجتماعی بود، زیرا خانواده به انگشت نما شدن و به ویژه توجه نکردن به مذهب بسیار حساس بودند و این حساسیت در مورد دختر بیشتر اعمال می شد.

 

 

–  به دلیل علاقه ای که به فیزیک داشتم و با وجود رتیه‌ی بسیار خوبی که در کنکور کسب کرده بودم، تصمیم گرفتم در رشته  فیزیک کاربردی ادامه  تحصیل بدهم. سپس به همراه عمویم دکتر رهایی، که ایشان هم در زمینه فیزیک خورشیدی صاحب اختراع بود، چند طرح ثبت کردم. اما از انجا که با وجود تقدیرهای مختلف، برای تولید انبوه باتری‌های خورشیدی با وازه ” کمبود بودجه ” مواجه می شدیم، تصمیم گرفتم اقتصاد بخوانم . لیسانس دوم من اقتصاد بود، که زیر بنای فکری مرا تغییر داد و به اهمیت علوم انسانی پی بردم .بعد ازا ن در همین رشته کارشناسی ارشد گرفته و سرانجام در گرایش  توسعه کارافرینی و اقتصاد مدرک دکترا را کسب کردم.

رشته اقتصاد کمک کرد تا بتوانم با پروژه های صنعتی آشنا شوم و از نگاه تئوریک فاصله بگیرم و این عامل موفقیت زیادی در کسب وکار برای من بود .

 

 

– به مدت 15 سال در دانشگاه به عنوان هیات علمی تدریس می کردم. در هفت سال اول در پروژه‌های صنعتی مشاور بودم و در هفت سال دوم در کنار تدریس در دانشگاه، به کسب تجربه در جایگاه معاون بازرگانی یک هلدینگ بزرگ کار کردم. تجربه‌ی همزمان این دو کار، فرصت بسیاری را فراهم کرد تا کسب تجربه کافی در این خصوص داشته باشم .

پس از آن تصمیم گرفتم که به کسب وکار شخصی خود در همان زمینه بازرگانی بپردازم. وجود چالش‌های بسیار در فعالیت بازرگانی و غیر قابل پیش‌بینی بودن آن بسیار جذاب بود .

خوشبختانه به دو دلیل در کسب و کارم، که صادرات و واردات مواد شیمایی صنایع مختلف و تولید محصولات نانو است، موفق بودم. نخست این که دانش کافی برای ورود به این عرصه را داشتم و دوم اینکه در هشت سال فعالیت عملی در زمینه‌ی بازرگانی، همه فوت و فن‌های کار را فرا گرفته بودم.

همچنین خودم را در این زمینه توانمند حس می‌کنم و افزون بر آن، این کار بسیار با روحیه ماجراجوی من که تحمل یکنواختی را ندارد، سازگار است.

 

– هرچند پدرو مادرم ‌در ایجاد زیر ساخت‌های فکری وتربیتی‌ام موثر بودند، ولی همسرم از نظر مالی و فکری پشتوانه اصلی من، به ویژه در ایجاد این کسب وکار بود.

خوشبختانه چون با تجربه و دانش کافی در این عرصه پا گذاشتم، مشکل مالی نداشتم. ولی در زمینه انتخاب بین دو شغل هیات علمی دانشگاه بودن و داشتن شرکت شرایط بسیار سختی را سپری کردم. این تضاد از درون من نبود بلکه بیشتر اجتماع واطرافیان من را به بی خردی  متهم می کردند، چون جایگاه استادی دانشگاه واژه پرطمطراقی است و هرکسی از ان سر باز نمی‌زند. با این همه در نهایت من اداره شرکتم را انتخاب کردم .

البته در این راه، همسرم که از من بیشتر به خودم باور داشت و پسرم، همواره مشوق‌های من بوده‌اند.

 

 

– اما مهم‌ترین سد برای من، که بسیار قانون‌مندی هستم، پایبند نبودن رقبا به قوانین بوده وهست. این که ارتباطات ناسالم تعیین کننده‌ی موفقیت‌ها بوده و متاسفانه رفتارهایی از این دست بسیار زیاد شده است. تا حدی که برخی، این دور زدن‌های قانونی را به گونه‌ای هوش وشم اقتصادی در نظر می‌گیرند . بی ثباتی در سیاست گذاری کلان اقتصادی  هم مانع دیگر برای کسب و کارهای ما به شمار می‌آید.

 

– اگر می توانستم زمان را به عقب برگردانم، کسب وکارم را زودتر شروع می کردم و به تدریس در دانشگاه نمی پرداختم.

البته از وضعیت کنونی خود راضی هستم، زیرا این استقلالی که در کار دارم بسیار برایم خوشایند است. افزون بر آن امکان ایجاد شغل برای دیگران هم بسیار راضیم می کند. نوع کار هم که فعالیت در شرایط غیر قابل پیش بینی است، بسیار جذابیت دارد.

 

– من خود را انسانی  برونگرا ،جدی، ریسک پذیر ، مثبت اندیش و ماجراجو می‌دانم.

 

 

– در حال حاضر چهار گروه در شرکت فعال هستند و من ارزو دارم هر کدام اینها به یک شرکت مستقل تبدیل شوند و بتوانیم بخش مشاوره ایجاد وتوسعه  کسب وکار را هم در هر چهار حوزه ترویج دهیم. همچنین فعالیت در زمینه‌ی کارآفرینی روستایی آرزوی نهایی من است. همان ایده ال دوران کودکی اما نه در شهر بلکه در روستا.

 

– به من، مقررات  بسیار عقب تر از هنجار وعرف اجتماعی است.  اما مهم‌ترین مشکل، نبود گروههای داوطلب برای ترویج فرهنگ کارافرینی، به ویژه در عرصه زنان است.

همچنین کمتر شاهد ارایه‌ی الگوهای مناسب برای نقش‌های اجتماعی و برجسته کردن نقش زن در فعالیت اقتصادی هستیم. به این معنا که این باور باید تقویت شود، که اگرچه نقش زن در خانواده بسیار مهم است، ولی استقلال اقتصادی درتضاد با آن نیست.

 

– من و همسرم در سال 1373، زمانی که ایشان برای پروژه فوق لیسانس  ومن برای لیسانس روی فیزیک الیاف کار می‌کردیم، با هم آشنا شدیم، که سرانجام به ازدواج منجر شد.

الگوی من رفتار پدرم با مادرم بود. برای همین همیشه فکر میکردم ازدواج به پیشرفت انسان کمک می‌کند. خوشبختانه همسرم به دلیل باوری که به من دارد، همیشه جدی ترین منتقد من بوده و همین رفتار در کنار همدلی و پشتوانه های فکری و مالی، مرا در ادامه مسیر بسیار کمک  کرد .

همچنین وی مشوق اصلی من در ادامه تحصیل بود و باور داشته و دارد که زنان برای حضور در عرصه های مختلف باید برای توانمند سازی خود بکوشند ومنتظرکمک نباشند. به همین دلیل زیاد به تشکل های زنان و انتظار حمایت دولت اعتقادی ندارد و بر این باور است، باید این پشتکار و کوشش از درون یک بانو جوشش کند، که در این صورت دیگر هیچ سدی جلودارش نخواهد بود.

خوشبختانه  ایشان بسیار اهل گفت وگو هستند و گاهی ساعت‌ها در مورد موضوعی بحث می کنند و من بیشتر از این نقطه قوت برای ایجاد تفاهم و همدلی بهره می برم. با این همه گاهی که امکان توافق نبود، بر پایه‌ی اهمیت موضوع، یا آن کار به تنهایی انجام می دادم و یا اگر تاثیر زیادی در جهت‌گیری‌هایم نداشت، چشم پوشی می کردم .

 

 

– من یک فرزند پسر دارم، که دانشجوی سال سوم دانشگاه رشته مهندسی مکانیک است. کسب رتیه در مسابقات دانشجویی و تمایل به انجام پروژه های تحقیقاتی و داشتن تیم پژوهشی هم‌زمان با تحصیل،  از جمله موفقیت‌هایش است .

فرزندم بسیار به من کمک کرده و می‌کند. در واقع من بسیاری از خلاهای دوران کودکی که به واسطه باسواد شدن زود هنگام در چهار سالگی برایم پیش امد، در دوران کودکی پسرم تجربه کردم، که این امر باعث شد رابطه دوستانه‌ای بین ما شکل بگیرد .با این همه گاهی که سخت درگیر فعالیت کاری هستم، حس تنهایی می کند و من افسوس می‌خورم که کاش چند فرزند دیگر هم داشتم.

به همه و به ویژه به کارافرینان وصاحبان کسب وکار توصیه می کنم اشتباه من را نکنند و از ترس دست وپاگیر بودن بچه، به تک فرزندی روی نیاورند .

 

– زندگی ما بیشتر جنبه تعاملی دارد ودایم از همدیگر تاثیر میگیریم وبرهم تاثیر می گذاریم . با این همه الگوی زنانه‌ای که من در ذهن همسرم وپسرم ایجاد کرده‌ام، کمک کرده تا آنها هم انتظارشان از بانوان اطرافشان بیشتر بشود و تنها به ظاهر آنها توجه نکنند. این موضوع، به ویژه  درمورد پسرم باعث شده تا در مورد معاشرانش هوشمندانه بر خورد کند.

 

 

– درباره مجموعه ناوک شیمی

ناوک شیمی پخش بابهره گیری از تجربه 25 سال فعالیت در صنعت وبازرگانی پل ارتباطاتی بین  تولید کنندگان داخلی وخارجی است . تخصص اصلی مجموعه تامین وتوزیع موادشیمیایی صنایع مختلف به ویژه صنعت نساجی ، مواد غذایی و رزین های صنعتی است . نظر به اهمیت محصولات دانش بنیان بخشی از فعالیت های شرکت به توزیع وصادرات این گروه کالایی اختصاص دارد  .طراحی سیستم توزیع کالایی و ارایه مشاوره های فنی ومدیریتی  این امکان را فراهم آورده که بالغ بر سی نفر در شبکه ناوک شیمی پخش فعال باشند .برقرای ارتباط بین دانش نظری متخصصان و دانش ضمنی صاحبان تجربه مهمترین شایستگی این مجموعه محسوب می شود و ما را قادر می‌سازد تا پاسخگوی  نیازهای حال وآینده مشتریان خود باشیم .احترام به محیط زیست ، تلاش برای  ارتقای دانش مشتریان و ایجاد رابطه پایدار تجاری و پایبندی به اخلاق حرفه ای در کنار سود اقتصادی از اصول اساسی در ناوک شیمی پخش است .

www.navakchem.ir

info@navakchem.com

neshastnahid.mihanblog .com