بانو آلنوش تریان – بانوی اختر فیزیک ایران

بانو آلنوش تریان – بانوی اختر فیزیک ایران

كرسي استادي «سوربن» را براي خدمت به كشورم رد كردم

بانو آلنوش تریان (به ارمنی: Ալենուշ Տերյան) ، زاده‌ی ۱۸ آبان ۱۲۹۹ در تهران – درگذشته ۱۵ اسفند ۱۳۸۹ در تهران) فیزیک‌دان ایرانی ارمنی‌تبار بود، که به «مادر نجوم» و «بانوی اختر فیزیک ایران» نام گرفته است.

بانو دکتر آلنوش تریان در روز سه شنبه ۱۸ آبان ۱۲۹۹ برابر با ۹ نوامبر ۱۹۲۰ برابر از پدر و مادری تحصیل کرده و اهل فرهنگ در تهران زاده شد. پدرش آرتو تریان در رشتهٔ بازیگری و نمایش از مسکو دانش‌آموخته شد. او پایه‌گذار دومین مرکز آموزشی هنرهای دراماتیک و تئاتر سیروس بازیگری و نمایش در ایران بود.

آرتو تریان مردی دانشور و ایران دوست بود که بخش‌هایی از شاهنامه فردوسی را به زبان ارمنی برگردانده بود. مادرش بانو وارتو تریان رشته ادبیات و هنر سخنوری را در کشور سوئیس فراگرفته بود. او نخستین زن ایرانی ارمنی است که شعرهای فارسی را دکلمه و در هنر نمایش نیز فعالیت می‌کرد.

بانو آلنوش تریان در خانواده‌ای با چنین پشتوانه فرهنگی ادبی وهنری خانوادگی دوران کودکی را سپری کرد.

 

 

بانو آلنوش تریان تحصیلات پایه را در مدرسهٔ ارامنه و دوره دبیرستان را در دبیرستان انوشیروان دادگر زرتشتیان سپری کرد. او مدرک لیسانس خود را در سال ۱۳۲۶ از دانشگاه تهران دریافت کرد و همان‌جا به عنوان متصدی عملیات آزمایشگاهی دانشکده علوم استخدام شد.

سپس برای بورس تحصیلی درخواست کرد ولی به دلیل زن بودن او، استادش، محمود حسابی، با این درخواست موافقت نکرد، بنابراین آلنوش تریان به خرج خانوادهٔ خود به دانشگاه سوربن رفت و سال ۱۳۳۵ (۱۹۵۶ میلادی) از آن دانشگاه مدرک دکترا گرفت.

 

 

دانشنامه دكتراي دولتي را از دانشگاه علوم پاريس در سال 1956 ميلادي(1335 شمسي) دريافت كرد و به دليل خدمت به كشورش پيشنهاد كرسي استادي دانشگاه سوربن را رد كرد و به ايران بازگشت و با سمت دانشيار فيزيك رشته ترموديناميك در گروه فيزيك مشغول به كار ‌شد.

در سال 1338 دولت فدرال آلمان غربي بورس مطالعه رصد‌خانه فيزيك خورشيدي را در اختيار دانشگاه تهران قرار داد و وي براي اين بورس انتخاب شد و از فروردين سال 1340 به مدت 4 ماه به آلمان رفت و بعد از انجام مطالعات به ايران بازگشت.

 

 

 

3 سال بعد در تاريخ 9 خرداد 1343 به مقام استادي ارتقا پيدا كرد و بدين ترتيب او اولين فيزيكدان زن است كه در ايران به مقام استادي رسيد.

در تاريخ 29 آبان سال 45 عضو كميته ژئو فيزيك دانشگاه تهران انتخاب شد و در سال 48 رسما به رياست گروه تحقيقات فيزيك خورشيدي موسسه ژئوفيزيك دانشگاه تهران منصوب شد و در رصدخانه فيزيك خورشيدي كه خود وي در بنيانگذاري آن نقش عمده‌اي داشت، فعاليت خود را آغاز كرد.

بانو تریان اولين كسي بود كه در ايران درس فيزيك ستاره‌ها را تدريس كرد و در سال 58 تقاضاي بازنشستگي داد و به افتخار بازنشستگي نائل شد.

 

 

وی يكي از تاثيرگذاران بر علم فيزيك خورشيدي در ايران بود كه منجر به رشد شاخه اختر فيزيك و فيزيك ستاره‌ها شد. بانو آلنوش تریان هرگز ازدواج نکرد و منزل خود را وقف به جلفای نو اصفهان و دانشجویانی که محل اسکان مناسبی ندارند،  کرد و خود  سال‌های پایان عمر را «آسایشگاه سالمندان توحید» زندگی می‌کرد.

بانو تریان در روز ۱۵ اسفند ۱۳۸۹ برابر با ۶ مارس ۲۰۱۱ در سن ۹۰ سالگی به علت کهولت سن در تهران درگذشت.

 

 

آخرین گفت و گوی وی با خبرگزاری فارس بود، که در ادامه می‌خوانید:

– تمام خاطراتي كه در دروان تدريس داشتم براي من شيرين است. من دانشجوها را خيلي دوست داشتم و بالطبع دانشجوها هم من را خيلي دوست داشتند و اين مسئله باعث شده بود تا كوچكترين ناراحتي‌اي در دوران تدريسم احساس نكنم و با دانشجويانم مثل دوست رفتار مي‌كردم و اصلا خودم را نمي‌گرفتم. معلم بايد مهربان باشد زيرا مهرباني را بايد به دانشجوها و دانش آموزانش ياد دهد چرا كه اين جوانان آينده كشور هستند . اگر اساتيد بداخلاق باشند، نمي‌تواند درس اخلاق بدهند.

 

– بهترين خاطره‌ام همان 30 سال تدريس در دانشگاه تهران و تاسيس رصدخانه خورشيدي در ايران است.

 

 

– دلیل اصلي موفقيت من در دوران تدريس رفتار انساني با دانشجویانم بود. يكي از همكارانم روزي از من پرسيد چرا اينقدر دانشجوها به شما سر مي‌زنند و با شما صحبت مي‌كنند در حالي كه اين دانشجويان پيش من نمي‌آيند. من در جواب او گفتم حتما رفتارت طوري نبوده كه بتواند دانشجويان را جذب كند.

 

– در دوران تحصيل هميشه نمرات بالا داشتم و مورد توجه معلمين و اساتيد بودم. در زماني كه ليسانس گرفتم از استاد خود دکتر حسابی، براي گرفتن بورس كمك خواستم، اما وي به دليل اينكه من زن بودم با بورس من موافقت نكرد و به من گفت تا الان هم زيادي درس خواندم. پدرم گفت من مي‌توانم هزينه تحصيل تو را در فرانسه تقبل كنم و بورس را براي افرادي بگذار كه واقعا احتياج دارند. با هزينه شخصي به فرانسه رفتم و دكتراي خود را از دانشگاه سوربن گرفتم .

 

 

سپس با وجود پيشنهاد كرسي استادي در دانشگاه سوربن به كشورم بازگشتم. زیرا من علاقه داشتم به كشورم، ايران، خدمت كنم. وگرنه در همان فرانسه در حالي كه هنوز فارغ‌التحصيل نشده بودم، از من دعوت به كار كردند و در جواب استاد فرانسويم كه مي‌خواست من را استخدام كند گفتم كه من بايد برگردم به كشورم و فقط براي بهتر خدمت كردن به كشورم براي تحصيل به فرانسه آمدم.

بعد از برگشتن به ايران، خيلي‌ها به من مي‌گفتند كه حماقت كردي، اما من چون وظيفه خودم مي‌دانستم كه برگردم، برگشتم و از برگشتنم به ايران پشيمان نيستم زيرا كه توانستم دانشجويان خوبي تحويل جامعه بدهم و اين مسئله باعث دلخوشي من است.

 

 

–  سفري هم به آلمان داشتم، زیرا دولت آلمان بورس مطالعاتي رصد‌خانه فيزيك خورشيدي را به ايران داد كه از ميان همكاران در دانشگاه تهران من انتخاب شدم و به مدت چند ماه براي فعاليت تحقيقاتي به اين كشور سفر كردم.

 

– وقتي به ايران برگشتم و در دانشگاه مشغول به كار شدم ، درخواست كردم كه رصدخانه خورشيدي راه‌اندازي شود تا دانشجويان بتوانند مطالعات و تحقيقات خود را در اين رصدخانه انجام دهند. رصدخانه خورشيدي با نظارت من افتتاح شد.

 

 

–  مادرم در سويس تحصيل كرده بود. هم مادرم و هم پدرم به زبان فرانسه، فارسي و ارمني مسلط بودند و بسياري از مواقع با هم به زبان فرانسه صحبت مي‌كردند. من و برادرم هم كه از كودكي به زبان ارمني و فارسي آشنا بوديم براي فهميدن حرف والدينمان زبان فرانسه هم ياد گرفتيم و آن‌ها را غافلگير كرديم.به زبان تركي و انگليسي نيز آشنايي دارم. زيرا بسياري از مقالات و مجلات علمي به زبان انگليسي هستند.

 

– من حقوق بسيار كمي دريافت مي‌كردم. متاسفانه در ايران، ارزش اساتيد را نمي‌دانستند. بعد از فارغ‌التحصيلي يكي از دوستان پدرم كه شركت داشت به من پيشنهاد كار با حقوقي تقريبا 10 برابر داد اما به خاطر علاقه به تحصيل، حرفه خود را رها نكردم. متاسفانه ارزش دانشمند در كشور ما هنوز به جايگاه واقعي خود نرسيده است.

 

 

– متاسفانه تا به حال به ارمنستان سفر نكردم و اين آرزوي دوران جواني من بود. زمان قبل از انقلاب مرزهاي ارمنستان بسته بود و اگر كسي به اين كشور سفر مي‌كرد از كار اخراج مي‌شد، نتوانستم سفر كنم و بعد از انقلاب هم ديگر توانايي سفر به اين كشور را نداشتم.

 

– به زمان قديم برگردم بازهم همين راه را ادامه مي‌دهم و تغييري در زندگي خود نخواهم داد چون به تحصيل و تدريس خيلي علاقه داشتم من افتخار مي‌كنم كه توانستم در دانشجويانم عشق به فيزيك ايجاد كنم. بسياري از دانشجويان من هم‌اكنون استاد دانشگاه هستند و در زمينه فيزيك حرف براي گفتن دارند.

–  توصيه‌ي من به اساتيد و دانشجويان این است که، استادان  بايد به طور مرتب مطالعه داشته باشند و بايد اطلاعات خود را مطابق با مطالب روز كنند و دانشجويان هم بايد خوب درس بخوانند.

 

 

خدمات علمی:

پایه‌گذاری نخستین رصدخانهٔ فیزیک خورشیدی.

برای نخستین بار درس‌های فیزیک خورشیدی و اختر فیزیک را ارایه داد.

تریان برای گسترش دانش و بهره‌گیری دانشجویان و ارمنیان خانه خویش را وقف کرد.

پایه‌گذاری نخستین تلسکوپ خورشیدی.

 

 

سمت‌ها:

تریان در سال ۱۳۴۳ به جایگاه استادی در دانشگاه تهران رسید.

تریان ریاست گروه تحقیقات فیزیک خورشیدی را به عهده داشت.

 

 

لوح‌های تقدیر اهدا شده به آلنوش تریان:

نشان مسروپ ماشتوتس از طرف عالیجناب جاثلیق آرام کشیشیان.

لوح تقدیر از طرف وزارت رفاه و تأمین اجتماعی، به مناسبت کسب عنوان پیشکسوت برجستهٔ کشوری

لوح تقدیر از طرف مدیریت سازمان علوم و ستاره‌شناسی تهران، شهرداری منطقهٔ یک

لوح سپاس از طرف کیوان دواتگران، مدیر کل دفتر امور سالمندان

لوح تقدیر از طرف دانشکدهٔ فیزیک دانشگاه تهران

لوح تقدیر از طرف انجمن نجوم آماتوری ایران

لوح تقدیر از طرف رئیس سازمان بهزیستی کشور، به مناسبت روز جهانی سالمندان(۱۳۸۵ خورشیدی)

 

 

لوح تقدیر از طرف مؤسسهٔ ژئوفیزیک ایران (۱۳۸۵ خورشیدی)

لوح تقدیر از طرف دفتر ریاست جمهوری به مناسبت کسب عنوان بانوی نمونهٔ فرهیختهٔ سال و بزرگداشت هفتهٔ زن (تیرماه ۱۳۸۵ خورشیدی)

لوح تقدیر از طرف انجمن خیریهٔ بانوان ارمنی‌های تهران(۱۳۸۵ خورشیدی)

لوح یادبود از طرف انجمن فرهنگی بیستون(۱۳۸۸ خورشیدی)

دریافت عنوان پیشکسوت نمونهٔ کشور، از طرف سازمان بازنشستگی کشور، در چهارمین همایش پیشکسوتان ایران (آذر ۱۳۸۸ خورشیدی)

لوح سپاس از طرف سازمان اسناد و کتابخانهٔ ملی (۱۳۸۹ خورشیدی)

لوح تقدیر از طرف مؤسسه ترجمه و تحقیق هور و انجمن خیریهٔ بانوان ارمنی‌های تهران(۱۳۸۹ خورشیدی)