بانوان مبارز مشروطیت – نخستین ها در حقوق زنان

بانوان مبارز مشروطیت – نخستین ها در حقوق زنان

بانو بی‌بی خانم استرآبادی – بنیانگذار نخستین مدرسه دختران در ایران

راه‌اندازی نخستین مدرسه دختران در ایران. این افتخار زنی بود که همه او را به نام بی‌بی می‌شناختند و نام کاملش، بی‌بی خانم استرآبادی بود. بی‌بی خانم از نویسندگان روشنفکر، طنزنویس و مدافعی برای حقوق زنان در دورانی است که هر چه در کتاب روشنفکران مشروطه دنبال نام زنی می‌گردیم، کمتر نامی را پیدا می‌کنیم.

 

 

بی بی 1

 

او دختر “محمد باقر خان استرآبادی” از بزرگان گرگان و سرکرده سواره استرآباد که مادر او نیز “ملاباجی” یا “معلم مکتب‌خانه” دخترانه دربار قاجار بود، “خدیجه خانم” معروف به ملاباجی از معدود زنان باسواد آن دوره بود که در واقع یکی از ندیمه‌های (شکوه السلطنه) از زنان ناصرالدین شاه به حساب می‌آمد که کار تدریس کودکان دربار ناصری را نیز به عهده داشت.

بی‌بی خانم در دوران نوجوانی و جوانی در کنار بهره مند شدن از درس های مادر، در مقایسه با دیگر زنان در بند حرم شاهی، از یک امتیاز بزرگ برخوردار بود؛ اینکه توانست هم دنیای زنان داخل حرم را تجربه کند و هم دنیای بیرون زنان را و توانست با دیدن آن دو گروه، شاهد ظلم و ستمی باشد که از هر نظر به زنان در آن دوره می‌شده است.

 

از مشق قلم تا طباخی

بر اساس منابع تاریخی، زنان در آن دوره از هچ گونه حقوقی برخوردار نبودند، تا جایی که حتی دختران خانواده‌های فقیر خرید و فروش می‌شدند، نگاه به زن مانند موجودی نادان، ضعیف و خطاکار بود و در این فضا بود که بی‌بی خانم استرآبادی با شهامتی بی‌نظیر به تنهایی پا به میدان نبرد علیه تبعیض زنان گذاشت و توانست با سختی و استواری در برابر مشکلات سد راهش، راهی را جهت آزادی زنان در تاریخ ایران باز کند.

او اولین مدرسه دختران در ایران را به نام «دوشیزگان» در سال 1324 هجری قمری تاسیس کرد و این در حالی بود که اقدام جسورانه‌‌اش با مخالفت بسیاری روبه‌رو شد. آنقدر که تعدادی از مخالفان تصمیم به ویران‌کردن مدرسه گرفتند.

با تمام این مشکلات اولین مدرسه دخترانه ایران کار خود را با این اعلان در روزنامه ها آغاز کرد: «مدرسه جدید موسوم به دبستان دوشیزگان نزدیک دروازه قدیم محمدیه بازارچه حاجی محمد محسن افتتاح شده است.

 

مشروطه 007

 

این مدرسه حیاطی است بزرگ و اتاق‌های متعدد با تمام لوازمات مدرسه‌ای. از برای افتتاح این مدرسه پنج معلمه تعیین شده است که هر کدام یک درس می‌دهند از قبیل نخست نامه، مشق قلم، تاریخ ایران، قرائت، کتاب طباخی، قانون، مذهب، جغرافیا، علم حساب. بر حسب قوه هر دختر و خانمی این علوم تدریس می‌شود.

به علاوه اتاقی هم معین شده است که در آنجا هنرهای یدی، از قبیل کاموادوزی، زردوزی، خامه دوزی، خیاطی و غیره تعلیم می‌شود. تمام معلمان از طایفه اناثیه هستند و به غیر از یک پیرمرد قاپوچی مردی در این مدرسه نخواهد بود. شاگرد از هفت الی دوازده سال قبول می‌شود.

اتاق ابتدایی ماهی پانزده قران، اتاق علمی ماهی 25 قران. به فقرا تخفیف داده می‌شود. هردو نفر شاگرد یک نفر مجاناً قبول می‌شود. امید است که در وطن عزیز ما هزاران از این مدارس افتتاح شود.»

 

مدرسه 4ساله‌ها

بعد از مدتی بی‌بی خانم در اثر فشار مخالفان به وزارت معارف شکایت برد، اما در جواب وی گفتند که صلاح بر این است که مدرسه تعطیل شود. ایستادگی و مقاومت سودی نداشت و بالاخره مدرسه تعطیل گردید.

در پی این مخالفت‌ها، دبستان دوشیزگان پس از یک ماه فعالیت در اواسط ربیع الاول 1325 ق. به اجبار تعطیل شد، اما این تعطیلی چندان طولانی نبود و زنان حامی سوادآموزی دختران و به خصوص بی‌بی خانم با انتشار مقاله در روزنامه‌ها، مشروطه‌خواهان را وادار به حمایت از بازگشایی مدرسه کردند.

به طوری که وی پس از به توپ‌بستن مجلس شورای ملی، پیش”صنیع‌الدوله” وزیر معارف رفت. این‌بار تقاضای وی پذیرفته شد مشروط بر این که مدرسه فقط به دختران 4 تا 6 سال اختصاص داشته باشد و کلمه‌ی «دوشیزه» نیز از تابلوی مدرسه حذف گردد.

آموزش‌های آکادمیک برای زنان، در ابتدا فقط در اختیار خانواده‌‌های مرفه بود اما از زمانی که بی‌بی خانم شروع به فعالیت‌های ضد تبعیضی‌اش کرد، کم‌کم فرصت برای تحصیل دیگر دختران هم فراهم شد. در واقع راه‌اندازی دبستان دوشیزگان سد موجود در برابر تاسیس مدارس دخترانه را شکست و راه را برای گسترش سوادآموزی دختران باز کرد.

طوری که بعدها روزنامه شکوفه نوشت که شش سال پس از راه اندازی دبستان دوشیزگان شصت و سه مدرسه دخترانه با 2500 دانش آموز در تهران مشغول به کار کرده و از هر هفت محصل تهرانی یک نفر دختر بوده است.

مشروطه 005

 

معایب مردها در مقابل تادیب نسوان!

شهرت دیگر بی‌بی خانم استرآبادی نوشتن کتابی به نام “معایب الرجال” است. ماجرای نوشتن این کتاب از زمانی آغاز می‌شود که شخصی نامعلوم که می‌گویند از شاهزادگان قجری بوده است در سال 1288 هجری قمری رساله‌ای به نام “تادیب النسوان ” به جهت پند و اندرز زنان از نگاه مردان می‌نویسد که باعث می‌شود بی‌بی خانم با همان روحیه مبارز خود کتابی را در جوابیه آن رساله با عنوان ” معایب الرجال ” بنویسد.

بی‌بی خانم در مورد کتاب «تادیب‌النسوان» می‌گوید:

“چون این اوراق را ملاحظه نمودم دیدم گوینده‌ او به اعتقاد خود تربیت شده و می‌خواهد مربی زنان گردد. مهملاتی چند برهم بافته که هیچ‌یک را مأخذی نیافته، با سلیقه‌ کج، طریقه‌ لج، پیشه گرفته، نیش زبان به ریشه‌کندن نسوان دراز کرده، بد اندیشه نموده و او را مفصل به ده فصل فرموده که در هر فصلی ایرادی غیرواقع بی‌مزه، بسیار خنک بر نسوان وارد آورده.

او را نپسندیده به دورانداختم و در خاطر نرد مخاطره می‌باختم و طرحی در واهمه می‌ساختم، هرچند تا به حال خیال نداشتم، لیکن اکنون همت برگماشتم که سخنانی موزون به پارسی زبان، از خوبی و نرمی چون آب روان در برابر کتاب زشت این بدسرشت آرم تا مردان بدانند که هنوز در میان زنان کسانی چند، با رتبت بلند، نکونام و ارجمند می‌باشند که قوه ناطقه ممد از ایشان بَرد”.

آنچه که محققین درباره کتاب تادیب النسوان گفته‌اند این طور آمده است که این کتاب شیوه تعلیم و تربیت زن را در دوره قاجاریه و نگاه سنتی نویسنده را به زن را نشان می‌دهد که چگونه زن را به اطاعت محض، سکوت، صبر و اجرای بی‌چون و چرای دستورات مرد می‌خواند و زنان را به سازگاری و ملایمت و محبت سفارش می‌کند.

ماهرخ گوهرشناس

 

نویسنده در ظاهر با افکار متجددانه در جهت منافع زن اندرز می‌دهد، حال آنکه از سنت ایرانی و فرهنگ غربی هر آنچه را به نفع اوست برگزیده و آن‌ها را به عنوان راه و روش زندگی بهتر به زنان توصیه می‌‏کند.

بی‌بی‌خانم نیز در قسمتی از کتاب خود در جواب این کتاب آورده ‌است: «نه هر مردی از هر زنی فزون‌تر است و نه هر زنی از هر مردی فروتر». «انواع و اقسام از خواص و عوام زن و مرد خوب و بد هر دو می‌باشند، صفات حمیده و رذیله از همه قسم مشاهده می‌شود. اگر باید تربیت بشوند باید همه را بنمایند. و تربیت هم موقوف به تمام قوانین تمدن و تدین ملیه و دولتیه و شرعیه و عرفیه کشوریه و لشکریه می‌باشد.»

رساله بی‌بی خانم از نظر افکار اجتماعی و سیاسی بسیار با ارزش است بویژه اگر به زمانه و موقعیتی که او در آن زمان می‌زیست توجه داشته باشیم. در واقع گزیده‌ی کلام او این است که:

“خواهران، گوش به پند و اندرزهای نویسندگان «تأدیب‌النسوان» و افرادی از این قبیل ندهید. این مربیانِ زنان، که خود را نادره‌ی دوران و اعجوبه‌ی جهان می‌دانند، بهتر آن که اول به اصلاح صفات رذیله‌ی خود برآیند که گفته‌اند: «ذات نایافته از هستی‌بخش/ کی تواند که بود هستی‌بخش». این عبارت‌پردازان مهمل‌گو که می‌خواهند بساط تمدن را برچینند و انسانیت را تمام کنند، در قالب مغز متحجر خود، تمام عالم را مثل خود فرض نموده و به اندازه‌ی وضع و خیالات خود ترتیب زندگانی و دستورالعملیه اهل عالم می‌دهند. اما خوشبختانه مردم مختلف‌اند و رأی و طبایع متخالف‌اند.

آنان می‌دانند که این نصایح برای تأدیب ما نیست. برای اثبات ظلم برمظلوم است و خدای تعالی مردان را عاشق و معشوق با زنان خلق کرده و نه ظالم و مظلوم!»

 

 

بانو ماهرخ گوهرشناس – بنیانگذار نخستین مدرسه دخترانه مدرن در ایران و مبارز مشروطه

ماهرخ گوهرشناس (۱۲۸۸-۱۳۵۷ هجری قمری) دختر میرزاجعفرتاجر و از زنان موثر در روند جنبش مشروطه ایران بود.

برای اولین بار گروهی از بانوان را برای مخالفت با ورود اجناس خارجی گرد هم آورده و تظاهراتی براه انداخت سپس رهبری جنبش زنان در مخالفت با قرارداد تقسیم ایران ( قرارداد ۱۹۰۷ میلادی) را عهده دار بود دوسال بعد یعنی در سال ۱۳۲۸ هجری-قمری رسماً عضو انجمن مخدرات وطن گردید که بیش از ۶۰ نفر عضو رسمی داشت ودر تظاهرات مختلف شرکت می‌کردند.

در سال ۱۳۲۹ قمری علی رغم فشار‌ها و مخالفت‌های اطرافیان، مدرسه ترقی بنات را در خیابان ظهیرالدوله تأسیس نمود.این اولین مدرسه مختلط در ایران بود که دختران و پسران در یک کلاس درس می‌خواندند و معلمین مرد و زن تدریس می‌کردند. بعد از سه سال که از تاَسیس مدرسه می‌گذشت، این مدرسه ۸۶ دانش آموز داشت که حدود یک سوم آنها رایگان تحصیل می‌کردند.

این بانوی ترقی خواه درسال ۱۳۱۷ شمسی برابر با ۱۳۵۷ هجری قمری وفات یافته‌است.

مشروطه 003

******************************

 

بانگ فريادهاي ميرزا محمد باقر تاجر در چهارديواري خانه طنين انداز است، مرد بر سر و سينه اش مي كوبد و فرياد مي زند: « آن دنيا وقتي پدرت سرپل صراط از من بازخواست كرد كه دخترم را به تو سپردم، چرا گذاشتي كار خلاف دين و تقوي كند و آبروي مرا بر باد دهد، چه جواب بدهم؟ هان؟» ماهرخ مي لرزيد، رازي كه دوسال از چشم شوهر پنهان كرده بود برملا شده است. چهره شوهر از خشم و غضب سرخ شده است و بي وقفه فرياد سر مي دهد. اما اين تمام آن چيزي نيست كه او را آزرده و تحت فشار قرار داده است.تنها چند روز قبل از افشاي رازش، چند تن از زنان سنتي كه مخالف فعاليت هاي او بودند، ماهرخ را ناسزاگويان به داخل چاله اي انداخته بودند. درد اين عمل هم جنسان، نه تنها تا آخر عمر بر قلبش نشست كه در نتيجه اين كار تا روزي كه زنده بود از درد پا هم رنج برد.

 

مشروطه 004

 

«ماهرخ گوهرشناس» در سال 1347 خورشيدي در خانه ميرزا جعفر كه از بازرگانان ثروتمند روزگار بود در شهر تهران زاده شد. هنوز نوجواني بيش نبود كه پدرش او را به عقد بازرگان ثروتمندي كه از دوستانش بود در آورد. ماهرخ كه در خانواده اي مردسالار بزرگ شده بود، تحصيلات عالي نداشت. تنها خواندن و نوشتن و كمي ادبيات فارسي مي دانست، اما به فنون تربيت كاملاآگاهي و اشراف داشت و از آنجا كه سري شورمند داشت در بحبوحه مشروطيت و انقلابي كه مي رفت تا بنيان هاي پوسيده جامعه را درهم ريزد، به صف آزادي خواهان پيوست.

او خيلي زود موفق شد با اعضاي انجمن هاي سياسي مردان ارتباط برقرار كند و همپاي آن ها در تظاهراتي كه به مناسبت انعقاد قرارداد 1907 كه سلطه روسيه و انگلستان را فزوني مي بخشيد برپا شده بود، شركت كرد.

در همان دوران با تعدادي ديگر از زنان مبارز و آزادي خواه انجمني را بنيان نهاد كه همه اعضايش هم قسم شده بودند براي احقاق حقوق زنان تا پاي جان مبارزه كرده و در اين راه از جان و مال خود نيز دريغ نكنند. همه اعضاي اين انجمن انگشتري را در دست داشتند كه روي آن طرح دو دست كه يكديگر را مي فشردند، نقش بسته بود. اين انگشتر را ماهرخ طراحي كرده بود كه نمادي از همبستگي و استحكام اعضاي گروه با يكديگر بود.

 

ماهرخ گوهرشناس 1

 

فعاليت هاي جسورانه اجتماعي او همين جا پايان نيافت و او كه به سواد آموزي زنان توجه ويژه اي داشت، سرانجام مدرسه دخترانه «ترقي بنات» را در خيابان ظهيرالاسلام گشود. از تاسيس اولين مدرسه دخترانه تنها سه سال مي گذشت و ماهرخ گوهرشناس كه مي دانست شوهر تا چه اندازه مخالف فعاليت هاي اوست.  تا دوسال افتتاح مدرسه را از چشم شوهر پنهان نگاه داشت.

متحجران تنگ بين زمان، مدرسه دخترانه را مركز اشاعه فساد مي دانستند. روزي نبود كه به دختراني كه به مدرسه مي‌رفتند، سنگ پرتاب نشود و مدرسه از دست غارت اوباش در امان نبود. آنچه مدرسه «ترقي بنات» را از ديگر مدارس دخترانه آن روزگار متمايز مي كرد، استفاده از آموزگاران مرد در كنار زنان براي تدريس دروس بود، امري بي سابقه كه مشكلات بسياري را براي گوهرشناس به وجود آورد.

ماهرخ گوهرشناس با وجودسواد اندكي كه داشت، مدرسه اش را با چنان عشق و ايمان در خور تحسيني هدايت مي كرد، كه بعد از اندك زماني روحانيون نوگرا و تجددطلب نيز دخترانشان را براي تحصيل به مدرسه او فرستادند. ماهرخ به تدريج مدرسه را توسعه داد و با تاسيس يك دبيرستان، پسران را نيز براي تحصيل ثبت نام مي كرد. او در مدرسه خود دختراني را كه توان پرداخت شهريه نداشتند به رايگان مي پذيرفت. براي مثال «قدسيه حجازي» كه بعدها وكيل دادگستري معروفي شد، به رايگان در مدرسه او تحصيل كرد و با كمك هاي مالي او توانست ادامه تحصيل دهد و هميشه خود را مديون كمك هاي بي چشم داشت ماهرخ گوهرشناس مي ديد.

 

iraniansuffwithnames

 

وي همچنين عضو «انجمن مخدرات وطن» نيز بود، كه در سال 1327 هجري قمري به دست 60 تن از زنان ترقي خواه در تهران تاسيس شده بود. اهداف اصلي انجمن مخدرات وطن سازماندهي فعاليت هاي خيريه مربوط به زنان و دختران، تحريم كالاهاي خارجي و توزيع منسوجات وطني بود و از آنجايي كه اعضاي آن همه زنان و دختران فعالان سياسي، روحانيون و اشراف شهر بودند، به مشاركت در امور سياسي هم نگاهي داشتند.

 

مشروطه 001

 

انجمن مخدرات وطن براي جذب زنان و پيشبرد اهداف انجمن دست به اقدامات جالبي مي زد. براي مثال هر چند مدت يك بار مجلس جشني در تهران برگزار كرده و درآمد حاصل از فروش بليت ها را به مصرف برنامه هاي عام المنفعه انجمن مي‌رسانيد. انجمن سرانجام موفق شد دبستاني را براي دختران بي سرپرست افتتاح كند. از اين مدرسه استقبال چشمگيري شد و در مدت زماني كوتاه بيش از يكصد دختر در آن مشغول به تحصيل شدند. ماهرخ گوهرشناس همواره از فعال ترين اعضاي اين انجمن بود.

گوهرشناس در عمر 70 ساله خود خدمات ارزند ه اي را انجام داد و نام خود را در شمار زنان آزاده اي كه براي به دست آوردن حقوق زنان تلاش بسيار كردند، به ثبت رساند. او پس از سال ها تلاش و مقابله با مخالفت خواني ها و سنگ اندازي هاي دايمي همسر و عوامل بازدارنده اجتماعي، در سال 1307 در تهران درگذشت.

 

مشروطه 006

 

 

بانو صدیقه دولت‌آبادی – روزنامه‌نگار و بنیانگذار نخستین نشریه زنان به زبان پارسی

صدیقه دولت‌آبادی (۱۲۶۱-۱۳۴۰) روزنامه‌نگار ایرانی و از فعالان انقلاب مشروطه و جنبش زنان در ایران است.

صدیقه دولت آبادی 010

او از بنیانگذازان انجمن مشروطه‌خواهانه انجمن مخدرات وطن بود. همچنین، بعداً از نخستین فعالان حقوق زنان در ایران شد و نخستین نشریه زنان به زبان پارسی را به نام زبان زنان منتشر کرد.

دولت‌آبادی در سال ۱۲۶۱ خورشیدی در اصفهان به دنیا آمد. پدرش حاج میرزا هادی دولت آبادی و مادرش خاتمه بیگم نام داشت. پدرش از روحانیان متجدد آن زمان محسوب می‌شد. صدیقه دولت آبادی تحصیلات خود را در فارسی و عربی در تهران آغاز نمود، سپس تحصیلات متوسطه را در دارالفنون ادامه داد. پانزده ساله بود که با دکتر اعتضاد الحکما ازدواج کرد، ولی ازدواجشان با شکست مواجه شد. در سال ۱۲۹۶ شمسی به همت او یکی از اولین دبستان‌های دخترانه، به نام «مکتب شرعیات» تاسیس شد.

یکی از دفعاتی که صدیقه دولت‌آبادی برای فعالیت‌هایش دستگیر شده بود، رئیس نظمیه به وی گفت: «خانم شما صد سال زود به دنیا آمده‌اید» صدیقه دولت‌آبادی پاسخ داد: آقا من صد سال دیر متولد شده‌ام، اگر زودتر به دنیا آمده بودم نمی‌گذاشتم زنان چنین خوار و خفیف و در زنجیر شما اسیر باشند.

پدرش حاج سید میرزا هادی دولت‌آبادی از مجتهدین مؤثر محلی و مشهور به رهبری شاخه ازلی بابیه بود. او نماینده صبح ازل در ایران بود.

 

صدیقه دولت آبادی 006

 

وقایع منتهی به انقلاب مشروطه فصل جدیدی در زندگی یحیی دولت آبادی و برادر کوچکترش علی محمد گشود. آنان در میان اولین اعضای حلقه ای کوچک ولی اثرگذار از معتقدین ازلی بودند که جمال الدین واعظ اصفهانی و ملک المتکلمین را نیز شامل می شد. افکار شیخ محمد منشادی یزدی که گفته میشد از شاخه ازلی است در او و جمال الدین واعظ اصفهانی و ملک المتکلمین تأثیر داشته است.

صدیقه دولت آبادی در روز ۶ مرداد سال ۱۳۴۰ هجری شمسی در سن ۸۰ سالگی در تهران درگذشت. وی در جوار برادرش در قبرستان امامزاده اسمعیل در زرگنده به خاک سپرده شد. عده‌ای مقبره وی را پس از انقلاب ۱۳۵۷ ویران کردند.

 

صدیقه دولت آبادی 004

 

فعالیت‌های صدیقه دولت آبادی

فعالیت در انجمن مشروطه‌خواهانه مخدرات وطن. او از موسسان این انجمن بود.

تاسیس مدرسه دخترانه در سن ۱۴ سالگی. به دلیل فشار خانواده نتوانست خودش مدیر این مدرسه شود و دوستش مدیر آن شد. بعد از سه ماه نیز به دست مخالفان به زندان افکنده شد و مدرسه بسته شد.

مخالفت با قرارداد ۱۹۰۷ میلادی که ایران را تحت نفوذ انگلستان و روسیه قرار داده بود. او همراه با سایر زنان همفکر خود مخالفتش با این قرارداد را با تحریم کالاهای وارداتی و رفتن به قهوه‌خانه‌ها و تشویق آنها به عدم استفاده از قند خارجی نشان می‌داد.

در سال ۱۲۹۸ به منظور آشنا کردن زنان با حقوقی هچون آموزش، استقلال اقتصادی و حقوق خانوادگی خود، اقدام به انتشار اولین نشریه حقوق زنان در خارج از تهران و سومین آن در ایران به نام «زبان زنان» نمود. او در این نشریه به مباحثی نظیر حجاب و نقش انگلستان در ایران انتقاد می‌کرد.

 

صدیقه دولت آبادی 005 صدیقه دولت آبادی 002

 

در سال ۱۳۰۰ انجمنی به نام انجمن آزمایش بانوان در تهران دائر کرد و علیه استفاده از کالاهای خارجی اقدام نمود.

در سال ۱۳۰۱ به آلمان رفت و در کنگره بین‌المللی زنان در برلین شرکت کرد. او اولین زن ایرانی بود که در یک کنگره بین‌المللی به نمایندگی از زنان ایران حاضر شد و سخنرانی کرد.

در سال ۱۳۰۵ش در دهمین کنگره بین‌المللی برای حق رای زنان، به نمایندگی از زنان ایران شرکت کرد.

در سال ۱۳۲۱ش به انتشار مجدد «زبان زنان» اقدام نمود، و آن را به صورت مجله‌ای ۴۸ صفحه‌ای منتشر کرد.

 

صدیقه دولت آبادی 001

 

نگاهی به مجله‌ی زبان زنان :

صدیقه دولت آبادی مجله‌ی زبان زنان را از فروردین ماه سال 1301 هـ . ش/1922م. در تهران منتشر کرد و انتشار آن تا پایان همان سال دوام داشت و در آخر سال 1301هـ .ش/1922م. زبان زنان به علت غیبت مدیرـ که برای تکمیل تحصیل به اروپا رهسپار بودـ تعطیل شد. در سال 1306هـ .ش/1927م. از اروپا مراجعت و قصد داشت تا انتشار مجله را دوباره از سرگیرد که به دلایلی پانزده سال این نشریه منتشر نشد. پس از 23 سال از زمان انتشار، اولین شماره‌ی آن دوباره شروع به کار کرد.

 

صدیقه دولت آبادی 007

 

از زبان مدیر مسئول، خانم دولت آبادی در مورد بودجه‌ی زبان زنان می‌خوانیم: «در انتشار دوره‌ی اول در اصفهان پایان سال اول هزینه و درآمد تطبیق و سیزده ریال و یک شاهی اضافه داشت. سال دوم؛ اگر در پایان سال توقیف نشده بود،ده هزار ریال سرمایه می‌داشت ولی چون حق اشتراک را مشترکین نپرداخته، زبان زنان از پا درآمد و نصف سرمایه‌ی اولیه را از دست داد. سال سوم؛ در تهران به شکل مجله منتشر ولی حسابش روشن و درآمد و خرجش مساوی بود. این دفعه در سال 23 شماره‌ی اول پس از اندیشه‌ی بسیار چنین تصمیم اتخاذ شد: که این بار مجله‌ی زبان‌زنان مثل پیش تنها با سرمایه‌ی کوچک پا به عرصه‌ی کارزار نگذارد تا بر پایداریش امید بیش‌تری بوده باشد. بنابراین سهامی چاپ و یک عده از بانوان دانشمند کارمندان رسمی کانون بانوان مایل به شرکت شدند و نیز بنگاه پروین حاضر به کمک در انتشار مجله شده‌است. این دو کمک مهم امیدواری تام می‌دهد که اگر مؤسس هم از بین برود، زبان زنان به اتکاء یزدان پاک و کمک بانوان و آقایان طرفدار ترقی عالم نسوان، برقرار خواهد ماند. باب شرکت به روی همه‌ی خانم‌ها باز است و هر سهمی فقط یکصد ریال می‌باشد.».

 

صدیقه دولت آبادی 009

 

مجله‌ی زبان زنان دنباله‌ی روزنامه‌ی زبان زنان است. بنابراین سال تاسیس مجله همان سال تاسیس روزنامه محسوب می‌شود. این مجله به صورت ماهنامه انتشار ‌یافت. سال چهارم حیات آن در واقع دومین سال انتشار این نشریه در تهران می‌باشد. شماره‌های اولیه‌ی این مجله با چاپ سنگی بود. از بانفوذترین ماهنامه‌های حقوق زنان بود. «زبان زنان» برای آشنا کردن زنان با حقوقی همچون: آموزش، استقلال اقتصادی و حقوق خانوادگی بود و در 32 صفحه در تهران و توسط چاپ رنگین تحریر و چاپ می‌شد.

مجله علاوه بر دفتر تهران، نمایندگی‌هایی در شهرستان‌های اصفهان، شیراز، دماوند، اهواز وتبریز داشت. دو دوره انتشار یافته است: دوره‌ی اول در دهه‌ی 1310هـ .ش/1931م. که ارگان کانون بانوان بوده و دوره‌ی دوم پس از شهریور1320 هـ .ش/1941م.که سردبیر آن بانو اختر معدلی بوده است.

 

این مجله اثر دیگری از استعداد و ذوق خانم‌های تحصیلکرده‌ی ایرانی است و به طوری که در سر لوحه‌ی آن نوشته شده است،«مجله‌ی مزبور 25 سال قبل، زندگی خود را آغاز کرده، ولی توقیف طولانی سبب شده که مردم کمتر به وجود آن آگاه باشند. اما حالا که سال سوم انتشار حقیقی خود را آغاز کرده و در چاپخانه‌ی بانک ملّی ایران منظم چاپ می‌شود، امید است که به زودی مورد اقبال خانم‌ها واقع شده، علاقمندان به فرهنگ، نه فقط در توسعه‌ی انتشار آن بکوشند، بلکه عقاید و نظریات خود را برای آن مجله بنویسند. تا تنوع مطالب آن زیادتر شود و در عالم مطبوعات، زنان جایگزین مجله‌ی آینده در مطبوعات عالم مردان بشوند. زیرا هر قدر راه نو یا بانو از لحاظ روش، یعنی اقتباس افکار و آراء پسندیده‌ی اجتماعی اروپایی و عالم خارج، همپایی می‌کنند، زبان زنان و مجله آینده آثار ترشح افکار فضلا و دانشمندان است که بیشتر آراء و افکار خود را اظهار می‌دارند و اگر انصاف بدهیم هر دو روش مقبول و حفظ آن با تأکید ضروری و بلکه واجب است تا هر یک رونق و جاه خود را از دست ندهند.».

در دوره‌ی سوم انتشار زبان زنان «مرام مجله» هم چنان «تربیت مادر» باقی مانده، عبارت «بهشت زیر پای مادران است» بر هر شماره‌ی آن نقش بسته بود. پس از انتشار اولین شماره در سال 23، بازهم مجله‌ی زبان زنان مدت هجده ماه به علت چاپ مقاله‌ای در مورد «زنان و دکان نانوایی و رشوه گرفتن ترازودار» تعطیل شد. تا اینکه سرانجام نخست وزیر وقت عوض شد و مجله از محبس شهربانی بیرون آمد و دوباره پس از این مدت، شماره‌ی دوم در خردادماه 1323 منتشر شده است.

در جمادی الاول 1339هـ..ش/ فوریه1921م. با انتشار یک «متحدالمآل» ضمن توضیح دلایل غیرقانونی بودن توقیف زبان زنان و تلاش‌هایش برای رفع آن اعلام کرد: «می‌دانم اگر در مملکت یک بی‌حسابی و تعدی به یکی وارد شود باید به مقامات دولتی شکایت کرد؛ ولی اکنون نمی‌دانم به کجا و به کی داد ببرم! گناه زبان زنان به جز حق نویسی و داد وطن پرستی چه بوده است؟»

صدیقه دولت آبادی «زبان زنان» را مدرسه‌ی سیّاری می‌خواند و نقش خود را با طبیب یکی می‌دانست.  او حتی پا را از این تشبیهات و استعارات فراتر نهاده و در روزنامه‌ی «زبان زنان» آموزش علم طب و پرستاری را از نیازهای اساسی زنان می‌داند. در مجله‌ی «زبان زنان»، تعلیم و تربیت، راهی برای دستیابی آنان به تعصب ملّی چنان‌که در زنان آمریکا و اروپا به وجود آمده است، انگاشته شده و در شماره‌ی دیگر، متذکر می‌شود که «بیداری خواهران هموطن با کسب معارف، حتی در علوم فنی که فقط مردان بدان اشتغال دارند، به دست خواهد آمد.» و همچنین تحصیل علم معاش را برای بانوان از ضروریات می‌داند.

 

صدیقه دولت آبادی 008

 

اما با خواندن دقیق روزنامه‌ی «زبان زنان» می‌توان به مقالاتی در حمایت از اسلام اما انتقاد از جامعه‌ی سنتی ایران دست یافت. صدیقه دولت آبادی در خردادماه 1323هـ .ش/1944م. در مجله‌ی «زبان زنان» می‌نویسد: «آتش حجاب / بی‌حجابی را در میان طبقه‌ی بانوان منورالفکر و زنان نادان دامن می‌زنند. نزاع میان پدران و دختران، و میان زنان و شوهران بر می‌انگیزند، برای زنان بوالهوس راه بی عفتی را در زیر حجاب صاف می‌کنند و هزاران معایب دیگر به وجود آورده، ذره‌ای توجه به عکس العمل خود در انظار خارجی‌ها ندارند. بسیار کارهای لازم داریم که ممکن است برای اصلاح آن‌ها اقدام نمود. از قبیل جلوگیری از فحشاء که خود یک قدم موثر بزرگ برای حفظ بهداشت عمومی است.

 

زبان زنان و پیگیری حق رای برای زنان :

صدیقه دولت آبادی از معدود زنانی بود که از همان دوران شروع فعالیت‌هایش، پیگیر ایجاد حق رای برای زنان بود. از اردیبهشت ماه 1330هـ .ش/1951م. که نامه‌ای خطاب به دکتر محمد مصدق نوشت و در آن درخواست گنجاندن حق رای برای زنان در قانون انتخابات را داد. در 19 فروردین 1299هـ .ش/1920م. صدیقه دولت آبادی در نشریه‌ خود، «زبان زنان» می‌نویسد: «ما خیلی افسوس داریم که برادران ما وقتی انتخابات مجلس و انجمن‌های ایالتی و ولایتی را می‌نوشتند برای این که ما زنان حق رای نداشته باشیم و شرکت نجوییم ما را در ردیف قاتل‌ها، مجانین و ورشکستگان نوشتند. اگر اندکی دقت نظر می‌کردند گمان می‌رود که تصدیق می‌کردند ما زنان بی‌حق، هرگز مانند آن برادران با حق در انتخابات پارلمان و غیره، مستبدین و ملاکین … را برای تعالی و سعادت ملت رنجبر و کارگران و پیشرفت آزادی انتخاب نمی‌کردیم.».

 

در اطلاعات بانوان با این تیتر که «شرکت در انتخابات حق مسلم هر زن ایرانی ‏است، اما برای دریافت این حق، باید آمادگی پیدا کرد!» نوشت: «روز پنچ شنبه‌ی هفته‌ی گذشته در بحبوبه‌ی فعالیت‌های ‏انتخاباتی،جمعیت‌های بانوان ایران اعلامیه‌ی مشترکی صادر کردند و طی آن اعلام داشتند که چون «ماده‌ی دوم قانون ‏اساسی راه را برای شرکت زنان در انتخابات باز گذاشته و منشور سازمان ملل متحد و اعلامیه‌ی جهانی حقوق بشر که ‏حق شرکت در انتخابات را برای همگان به رسمیت شناخته، مورد تأیید دولت ایران قرار گرفته، به زنان ایران نیز مثل ‏خواهران مسلمان و غیر مسلمان شان در سایر کشورها باید حق رأی داده شود تا نیمی از مردم وطن ما در تعیین ‏سرنوشت شان شرکت کنند و همراه با کاروان ترقی زنان گام بردارند.».

اطلاعات بانوان در ادامه، نظر صدیقه دولت ‏آبادی را درباره ی اطلاعیه مذکور پرسیده بود: «..من با این اعلامیه کاملاً موافق هستم، اما عقیده دارم که زمانی ‏خانم‌ها باید به مجلس راه یابند که اطلاعات کافی از اوضاع داخلی و خارجی داشته باشند و صلاح مملکت را بتوانند ‏تشخیص دهند تا موقعی که این امر تحقق نیافته است، ایشان باید صبر و شکیبایی پیشه سازند و در انتظار فرصت ‏مناسب به سر برند.»

دولت آبادی سپس در مورد عدم توفیق زنان در مورد حق رأی تا آن زمان گفت: «مقتضیات ‏وقت باعث عدم توفیق خانم ها در مورد حق رأی بوده است…» و افزود که وظیفه ی مهم تری هم زنان دارند که آن ‏‏«کوشش همه جانبه برای با سواد کردن زنان ایرانی است، زیرا مهم ترین عامل عقب ماندگی و برخوردار نبودن زن ‏ایرانی از حقوق سیاسی و طبیعی، وجود بی سوادی است و بدین جهت جمعیت های متشکل بانوان اولین هدف خود ‏را باید مبارزه با بی سوادی قرار دهند.» ‏

‏  در واقع دیدگاه دولت آبادی نسبت به حق رأی زنان به رغم موافقت او با اعلامیه زنان تا حدودی عوض شده ‏بود چه او طی سال های 1299 هـ .ش/1920م. و 1330 هـ .ش/1951م. که قانون انتخابات مجلس و انجمن های ‏ایالتی و ولایتی را نقد کرده بود از فعالان کسب حق رأی برای زنان به شمار می آمد اما این نیاز زنان به آموزش و ‏سواد آموزی را نسبت به دیگر نیازهای زنان در اولویت می دانست. ‏